عرفان اسلامی جلد 10 صفحه 32

صفحه 32

به همین مناسبت است که در تاریخ قضایی اسلامی با سرگذشت های مهیّجی برخورد می کنیم که تحاشی و ابای شدید مردم پرهیزکار را از قبول مسؤولیت قضا نشان می دهد.

معامله نکردن دین با هوای نفس

خلیفۀ دوم،عمرو بن العاص حاکم مصر را فرمان داد تا کعب بن ضنّه را به مقام قضای آن سامان بگمارد،حاکم مصر چون فرمان خلیفه را دریافت کرد عین نامه را نزد کعب فرستاد.

کعب چون از مضمون نامه آگاه شد گفت:به خدا قسم ! کسی که خدای او را از جاهلیت و مهالک نجات بخشیده هرگز دوباره خویش را به آن ورطه در نمی افکند، سپس با کمال صراحت اقتراح خلیفه را ردّ کرد.

قاسم بن ولید هَمْدانی چون از طرف یوسف بن عمر حاکم عصر و ناحیه خود به قضا فرا خوانده شد،چاره ای جز اظهار جنون ندید و برای فرار از این مسؤولیت در میان کوی و برزن موی ریش خود را یک سر بکند و روغن در چشمان خود ریخت و در چنین وضع و حالت نزد حاکم شد،حاکم چون موضوع را بدید گفت:این مرد دیوانه است و در خور مقام قضا نیست،سپس فرمان داد تا او را از حضور برانند !

وقتی حاکم عراق ابو قلابه را برای تصدّی کرسی قضای بغداد فرا خواند،ابو قلابه دعوت حاکم را نپذیرفت و در پنهانی به سرزمین شام گریخت.

قضا را در همان ایام قاضی شام از منصب خویش معزول شد و چون ابو قلابه از این داستان خبر یافت احساس خطر کرد و از شام متواری شد و هم چنان در بیابان ها سرگردان بود تا به سرزمین یمامه درآمد و روزگاری دراز،خویش را از انظار پوشیده داشت تا اوضاع دگرگون شد و خاطرش از خطر بیاسود و بار دیگر آهنگ عراق کرد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه