عرفان اسلامی جلد 10 صفحه 350

صفحه 350

مالک اشتر و عفو

او انسانی والا و موجودی الهی و وجودی ملکوتی و مجسّمۀ اعتقاد و اخلاق و عمل صالح بود و آنچه امیر المؤمنین علیه السلام در کرامت و بزرگواری آن جناب فرموده دربارۀ کمتر کسی گفته شده است.

به هنگامی که در اوج قدرت و اقتدار و عظمت بود و فرماندهی لشگر عراق را به عهده داشت و نام مبارکش لرزه به تن مخالفان می انداخت وارد بازار کوفه شد، چون همیشه در لباس مساکین و فقرا بود و نشانی برای شناخته شدن نداشت در جمع کسانی که او را نمی شناختند مورد توجه قرار نمی گرفت.

شخصی برای بازیگری و خنداندن دیگران آن جناب را مورد اذیت و آزار و توهین قرار داد،آن مرد با کرامت و صاحب دل بدون این که به شوخی کننده توجه کند راهش را ادامه داد.مردی که ناظر بی تربیتی آن شخص بود جلو آمد و وی را گفت:این شخص را شناختی ؟ گفت:نه،گفت:این انسان بی نظیر و گوهر گرانبهای صدف دین مالک اشتر نخعی بود،آزارکننده از پی مالک روان شد و از هر کس که امکان داشت خط سیر مالک را پرسید تا آن منبع فیض را در مسجد یافت که مشغول نماز است،صبر کرد تا مالک به نمازش خاتمه داد،به محضرش عرضه داشت:اسائۀ ادب مرا ببخش و بر من کرم نموده از من گذشت کن،مالک در برابر اصرار او فرمود:من از تو نگرانی ندارم چون آن عمل تحقیر کننده را انجام دادی و بر تو گناه بود،من به این مسجد آمدم و این دو رکعت نماز را محض جلب رضای حق و غفران الهی به سوی تو بجا آوردم ! (1)!


1- 1) -داستان راستان:91/1.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه