عرفان اسلامی جلد 11 صفحه 118

صفحه 118

سود ما غیر غمت نیست به بازار وجود***جمع ما خاک نشینان به وفا بنده توست

به شبستان جهان جمله به ظلمت غرقیم*** نور ما پرتو ما از رخ تابنده توست

نیست ما را به جهان ارزش اظهار وجود*** ارزش ما همه از گوهر ارزنده توست

به سراپرده عشقت همه جمعیم و خوشیم*** که همین جمع از آن زلف پراکنده توست

شیوه ما گنه و هر قدم ماست خطا ***همه سرهاست به زیر و همه شرمنده توست

جان ناقابل ما زآتش عشقت تو بسوز*** سوز جان ها همه از سوز گدازنده توست

بنواز این دل مسکین همه از لطف وکرم*** که کرامت به تو سوگند برازنده توست

ترجمۀ روایت این باب

خداوند بزرگ از باب عشق و شفقت و فرط مهربانی به بندگان از خزائن لطف و کرم و رحمت خود انبیا را برای هدایت خلق مبعوث به رسالت کرد و آن هادیان راه حق را به سوی عباد خود فرستاد.

دانش و بینش و آگاهی و بصیرت نسبت به تمام امور را از غیب علمش و خزینۀ دانشش به آنان مرحمت فرمود،تا جایی که آن بزرگواران در تمام زمینه های حیات از جهت معرفت سرآمد تمام عالمیان شدند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه