عرفان اسلامی جلد 11 صفحه 274

صفحه 274

2- 2-وفایی

امام علی علیه السلام و خیاط

وجود مقدّسش به بازار آمد،در حالی که ریاست جامعۀ اسلامی در کف با کفایت او بود،پیراهنی را برای پوشیدن به سه درهم و نیم خرید،در همان بازار پوشید،آستینش بلند بود،به خیاط فرمود:این آستین را همان طور که به دست من است با قیچی کوتاه کن،خیاط هر دو آستین را با قیچی برید،سپس به حضرت عرضه داشت:از تن بیرون کنید تا سر آستین ها را بدوزم،فرمود:احتیاج نیست، سپس به حرکت آمد و در حال حرکت دو بار به خود خطاب کرد:یا علی همین پیراهن با این وضع برای تو کافی است 1! !

روزی از خانه درآمد،پیراهن وصله داری به تن داشت،به آن حضرت ایراد گرفتند،در پاسخ انتقادکنندگان فرمود:پوششی است که به قلب خشوع می دهد و مؤمن را با دیدن امامش در پوشیدن چنین لباسی راحت می نماید (1).

شمشیر امام علی علیه السلام

روزی به بازار آمد و شمشیرش را در معرض فروش گذاشت و فریاد زد:چه کسی این شمشیر را از من می خرد ؟ شمشیری که در طول این مدت غم و غصه از چهرۀ پیامبر زدود،اگر نزد من پولی برای خرید یک پیراهن بود،این شمشیر را نمی فروختم (2).


1- (2)) -کشف الغمه:174/1؛بحار الأنوار:334/40،باب 98،حدیث 15.
2- (3)) -کشف الیقین:87؛بحار الأنوار:334/40،باب 98،حدیث 15.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه