عرفان اسلامی جلد 11 صفحه 301

صفحه 301

و صحبت نباشد الّا به اتفاق باطن ها.خدای تعالی در صفت منافقان گوید:

[ تَحْسَبُهُمْ جَمِیعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتّٰی ] (1).

آنان را متحد و هم دست می پنداری در حالی که دل هایشان پراکنده است.

و صحبت چون به شرایط مقرون باشد آن بزرگ ترین احوال است.

ابراهیم بن شیبان گوید:

ما صحبت نکردیمی آن کس را که گفتی:مگر که من ! و میان ایشان چیزها را به رعایت دادن و عاریت ستدن نرود و در میان ایشان خصومت و مجادله و استهزا و مزاحمت و مغالبت و غیبت و کارزار نرود،بلکه هریک از ایشان مر بزرگ را چون فرزند بُود و نظیر را یعنی مانند را چون برادر و مر کودک را چون پدر و استادان را چون بنده باشد.

و از آداب ایشان است که جمع شوند،یکی را مقدّم کنند تا مرجع ایشان به وی باشد و اعتماد بر وی کنند در کلّ احوال و اولیٰ تر کسی که تقدیم را شاید عاقل ترین ایشان باشد،پس بلند همّت تر،پس آن که عالی ترین حال دارد،پس عالم ترین ایشان به مذهب،پس به زاد برآمده تر که رسول علیه السلام گفت:امامی قوم آن کس کند که خواننده تر باشد به کتاب خدای تعالی.اگر بدین چیزها جمله یکسان باشند،مقدّم ایشان فقیه ترین ایشان بود،اگر در فقه یکسان باشند،اولی تر بر آن شریف ترین باشد و اگر در شرف نیز یکسان باشند،اولی تر کسی بود که به زاد برآمده تر باشد و اگر بدین نیز یکسان باشند نظر بر تقدیم هجرت باشد.

و باید که خادم ایشان کسی بود که در نیّت صادق تر بود و مشفق تر بود و حلیم و قوی دل تر و به دیانت تمام تر و به امانت و نگاهداشت هم چنین.


1- (1)) -حشر (59):14.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه