عرفان اسلامی جلد 11 صفحه 316

صفحه 316

فقهای عظام عقیده دارند اگر انسان به نماز مستحبی ایستاد و در آن هنگام مادر او را صدا زد لازم است پاسخ مادر را بدهد.

از امام باقر علیه السلام به سند معتبر روایت شده که:

جریح عابدی بود در جامعۀ بنی اسرائیل،در صومعه اش مشغول عبادت بود، مادرش به نزد وی آمد و او را طلبید،او جواب نداد،مادر دوباره وی را خواست او پاسخ نداد،بار سوم او را صدا زد و او از جواب خودداری کرد،مادر فریاد زد:از خداوند می خواهم تو را از یاریش محروم کند !

چون روز دیگر شد زن زناکاری به کنار صومعه او آمد و در آنجا وضع حمل کرد و گفت:این بچه از جریح است،مردم گفتند:آه ! کسی که ما را از زنا منع می کرد خود آلوده به زنا شد،امر شد وی را به دار زنند،در این وقت مادر آمد در حالی که طپانچه به صورت خود می زد،جریح گفت:ای مادر ! آرام باش که من از اثر نفرین تو به این بلا مبتلا شدم،مردم به او گفتند که از کجا بدانیم راست می گویی ؟ گفت:

طفل را بیاورید ؟ چون آوردند از خدا خواست طفل را به زبان بیاورد،آن کودک به قدرت الهی به سخن آمد و خود را از جریح نفی کرد،چون از جریح ردّ افترا شد نجات پیدا کرد و سوگند خورد که از خدمت به مادر لحظه ای درنگ نکند (1).

مادرم روی مهت روح و روان است مرا*** مهر تو قوّت تن قوّت جان است مرا

در دل اندیشۀ تو گنج نهان است مرا***یک نگاه تو به از هر دو جهان است مرا

فارغم با تو زهر خوب و بد ای پاک سرشت*** زیر پای تو نهادست خدا باغ بهشت

مهرت ای ماه به من نفخه جان می بخشد*** سخنانت به روان تاب و توان می بخشد

رای پیر تو به من بخت جوان می بخشد ***آنچه دل می طلبد لطف تو آن می بخشد


1- (1)) -قصص الأنبیاء،راوندی:177،باب 9،حدیث 207؛بحار الأنوار:75/71،باب 2،حدیث 69.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه