عرفان اسلامی جلد 12 صفحه 127

صفحه 127

خبر حارثه است که چون نفس را از دنیا،خوردن و خفتن و زر و سیم می بایست، چون نفس را از این غایب کرد،غایب حاضر گشت تا یقین درست گشت و نیز حظوظ نفس طلب کردن دلیل است که مرا خویشتن به کار است و دوست به کار نیست و حظوظ نفس بجای ماندن دلیل است که مرا از دوست جز دوست به کار نیست.

محمد بن محمد دارابی که در توضیح لطایف عرفانی دست قوی دارد،عمق تقوا را در ضمن توضیح بیتی از یک غزل حافظ به مضمون زیر بیان می کند:

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی*** خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

مقصود از این بیت این است که سالک در راه طلب باید هیچ چیز را سدّ راه مطلوب نسازد،به هر چه از دوست وامانی چه زشت آن نقش و چه زیبا.به تخصیص محب روحانی که عبارت از مراتب فضل و کمالات ظاهر است و خودی و خودستایی به طریق اولی قید است به هر طریق که باشد،زنجیر اگر طلا بود هم قید است،چه آدمی را در راه طلب هیچ حجابی بزرگ تر از هستی نیست و هیچ سدّی بدتر از خودپرستی نیست،ساغر عشرت به جز به دست بی خودان ندهند و افسر جز بر سر بی سران ننهند.

هر سری را در خور همت کلاهی داده اند*** افسر دیوانگان باشد به هامون آفتاب (1)

مراد از دیر مغان در اصطلاح عرفا اولین مقام طلب است و شیدایی عبارت از مقام وله و حیرت است،چه در اول وهله سالک نمی داند که مآل کارش به کجا خواهد کشید و خرقه عبارت از زهد و ستر است که ظاهرپرستان معایب درویشی به آن می پوشند که در دیدۀ ظاهربینان در مراتب سیر و سلوک،خود را در کمال رتبه


1- 1) -صائب تبریزی.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه