عرفان اسلامی جلد 12 صفحه 237

صفحه 237

همه نورست و ضیا همه روی است و صفا***همه مهرست و وفا حسبی اللّه و کفی

او کند مهر و وفا من کنم جور و جفا ***من مرض اوست شفا حسبی اللّه و کفی

گر بخواند بدوم ور براند نروم ***چون توان رفت کجا حسبی اللّه و کفی

فیض از اینگونه بگوی در غم دوست بموی*** ورد جان ساز دلا حسبی اللّه و کفی

در معنای دیگر،تفویض واگذار کردن امور خود است به پروردگار و منظور از امور آن موضوعاتی است که خارج از اختیار انسان بوده و برای او پیشآمد می کند، خواه حوادث آسمانی باشد خواه زمینی.

حقیقت تفویض آن گاه صورت می گیرد که انسان با چشم دل خدای جهان را عالم و محیط و قادر و مهربان ببیند،یعنی معرفت توحیدی مشاهدهً برای او حاصل شود نه از راه تصور علمی و برهان معمولی.

چون سالک راه توحید به این مقام نایل شد،قهراً در مقابل شهود عظمت و جلال و جمال حق تعالی از خواسته های خود خالی شده و چنان خود را ضعیف و فقیر و محتاج و عاجز و محدود و بی اختیار می بیند که جریان امور خود را از هر جهت چه دنیوی و چه اخروی به خداوند عزیز واگذار می کند و کمال مرتبۀ تفویض آن است که انسان چنان غرق وحدت و فنای عظمت و محو نور حقیقت گردد که از خود بی خبر و غافل شود و به جز او چیزی مشاهده نکند و هرچه دارد در راه جلوه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه