عرفان اسلامی جلد 12 صفحه 269

صفحه 269

از عارفی پرسیدند که«ما تُریدُ»چه می خواهی ؟ فرمود:«أُریدُ أَنْ لا أُریدَ».

می خواهم که مرا هیچ خواست نباشد و ارادۀ من در ارادۀ اللّه محو باشد تا مراد من مراد حق باشد.

راضی به حق آن کس را توان گفت که او را بر تقدیرات الهی اصلاً اعتراضی نباشد.از آن سالک راه پرسیدند:بنده کی به مقام رضا رسد ؟ فرمود:وقتی رسد که در مصیبت و بلا چنان فرحناک و خوش دل باشد که در هنگام نعمت و سرور خوش دل است.

ابی محمد رویم می گوید:رضا آن است که استقبال احکام الهی به فرح و شادمانی نمایی و میان مکروه و مرغوب فرقی ننهی.

آن مرد عارف گفت:

الرِّضا رَفْعُ الْاِخْتیارِ.

رضا آن است که این کس اختیار خود را از میان مرتفع گرداند و هرچه برای وی خواسته باشد بدان راضی بُوَد.

به حضرت امام حسن علیه السلام عرضه داشتند که ابا ذر فرموده:

نزد من درویشی بهتر از توانگری و بیماری بهتر از تندرستی است.امام فرمود که رحمت بر ابا ذر باد،امّا من می گویم که هر که کار خویش با خدا گذارد،هرگز تمنّا نکند جز آنچه را که خدا از برای او اختیار فرموده است (1).

شیخ ابو تراب نوربخشی گفته که:

به مرتبۀ رضا نمی رسد کسی که دنیا را در دل وی مقداری و وقعی بوده باشد.

نقل است که:


1- 1) -شرح نهج البلاغه،ابن ابی الحدید:156/3،نبذ من کلام الحکماء فی مدح القناعه.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه