عرفان اسلامی جلد 12 صفحه 271

صفحه 271

تشنۀ نوش لبت چشمۀ حیوان چکند***خفته خاک درت روضه رضوان چکند

آن که از خاک نشینانِ درِ اهل دل است*** تخت جم کی نگرد ملک سلیمان چکند

هرکه گردید به دور حرم اهل صفا*** ننگرد صف صفا قطع بیابان چکند

گیرم آن شه ز کرم داد مرا فیض حضور*** دل به این تیرگی و موجب حرمان چکند

رضا خشنودی است و آن ثمرۀ محبّت است و مقتضی عدم انکار است،چه به ظاهر و چه در باطن و چه در دل و چه در قول و چه در عمل.

و اهل ظاهر را مطلوب آن باشد که خدا از ایشان راضی باشد تا از خشم و عقاب او ایمن شوند.

و اهل حقیقت را مطلوب آن باشد که از خدای تعالی راضی باشند و آن چنان بود که ایشان هیچ حال از احوال مختلف مانند مرگ و زندگانی و بقا و فنا و رنج و راحت و سعادت و سلامت و مرض و مشقّت و غنا و فقر مخالف طبع نباشد و یکی بر دیگر ترجیح ننهند،چه دانسته باشند که صدور همه از باری تعالی است و محبّت او در طبایع ایشان راسخ شده باشد.پس بر ارادت و مراد او هیچ مزیدی نطلبند و به هرچه پیش آید راضی باشند.

پس مادام که کسی را اعتراضی بر امری از امور واقع،کائناً من ما کان در خاطر آید یا ممکن باشد که در خاطر آورد از مرتبۀ رضا بی نصیب باشد.

و صاحب مرتبۀ رضا همیشه در آسایش باشد،چه او بایست و نبایست نباشد،بل نبایست و بایست او همه بایست باشد [ وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اللّٰهِ أَکْبَرُ ] (1)دربان بهشت را رضوان خوانده اند.

راضی در هرچه نگه کند به نور رحمت الهی نگرد:


1- 1) -توبه (9):72.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه