عرفان اسلامی جلد 12 صفحه 342

صفحه 342

کند،اعوان شیاطین که تخم و ساوس ممزوج به تخم شهوت در زمین طبیعت می پاشند تا حنظل کفر و ضلالت می رویانند،لاله زار و گلزار عشق در جان عاشق تباه می کنند و از حواشی عرصۀ دل برانند.

دل را احوال پیدا شود و از کُئوس افعال شراب ربّانی باز خورد،روح را مدارج معارف پدید آید،سرّ را معارج توحید کشف شود،از این عالم که عین افعال است به عین صفات سیر کند و از صرف احوال،حقایق طرق مشاهده آموزد.

در سایۀ عشق حق به تمام رذایل نفسانی و کژی ها و بدی ها خاتمه داده می شود،چوب کج را با گرفتن نزدیک آتش راست می کنند،با نزدیک شدن به شمس حقیقت تمام آلودگی ها از میان برخیزد و وجود آدمی به هدایت آراسته شود.

آن که طالب این عشق است باید دل از غیر او برگیرد و آنچه خواهد برای او خواهد،مرد غوّاص تا دل از ملک جان برندارد،روا نبود که دست طلب او به مروارید مراد رسد و کسی که در طلب جمال و جلال اوست قصد نجات اعظم کرده،باید دست از هرچه جز اوست بشوید.

ژنده پوشی در مجلس موسای کلیم نعره کشید،موسی از سر تندی بر وی بانگ زد،جبرئیل آمد که ای موسی ! خدا گوید:در مجلس تو صاحب درد و خداوند دل همان یک مرد بود که برای ما به مجلس تو آمد،تو بانگ بر وی زدی،هرچند عزیزی و کلیمی امّا سرّی که ما در زیر گلیم نهاده ایم دیده نمی شود،آن اشتیاق به جمال ماست که دوستان را به وجد آورد،تقاضای جمال ماست که دل هاشان در عالم خوف و رجا و قبض و بسط کشد،هر دیده که از دنیا پر شد صفت عقبی در وی نگنجد و هر دیده که صفت عقبیٰ در وی قرار گرفت از جلال قرب ما و عزّ وصال بی خبر بود،نه دنیا و نه عقبی بلکه وصال مولا.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه