عرفان اسلامی جلد 12 صفحه 56

صفحه 56

عبد اللّه پس از دو روز راه پیمایی نامه را گشود و چنین یافت:چون نامه را باز کردی تا نخله«زمین بین مکه و طائف»برو و در آنجا اوضاع قریش را زیر نظر بگیر و تمام جریان را به ما گزارش کن.

عبد اللّه جریان را با دوستانش در میان گذاشت و اضافه کرد:رسول الهی مرا از مجبور ساختن شما در این مسیر منع فرموده،بنابراین هرکس آمادۀ شهادت است با من بیاید و دیگران بازگردند،همه با او حرکت کردند،وقتی که به نخله رسیدند به قافله ای از قریش برخورد کردند که عمرو بن حضرمی در آن بود.چون روز آخر رجب یکی از ماه های حرام بود،در مورد حمله به آن ها به مشورت نشستند.

عده ای گفتند:

اگر امروز دست از آنان برداریم وارد محیط حرم می شوند دیگر نمی توان متعرض آن ها شد،سرانجام شجاعانه به آنان حمله بردند و عمرو بن حضرمی را کشته و قافلۀ او را با دو اسیر به محضر رسول خدا آوردند.

پیامبر الهی به آنان فرمود:

من به شما دستور نداده بودم که در ماه های حرام نبرد نکنید ؟

آن گاه از دخالت در غنایم خودداری فرمود،مجاهدان ناراحت شدند و مؤمنان به سرزنش آنان پرداختند،مشرکان نیز زبان به طعن گشودند که محمّد صلی الله علیه و آله جنگ و خونریزی و اسارت را در ماه های حرام حلال شمرده آیه نازل شد که:

از تو دربارۀ جنگ کردن در ماه حرام می پرسند،بگو:جنگ در آن گناه بزرگی است،ولی جلوگیری از راه خدا و گرایش مردم به فرهنگ حق و کفر ورزیدن نسبت به اللّه و هتک احترام مسجد الحرام و اخراج ساکنان آن در پیشگاه خدا مهم تر از آن است و ایجاد فتنه حتی از قتل بالاتر است.مشرکان پیوسته با شما می جنگند،تا اگر بتوانند شما را از آیین خود برگردانند ولی کسی که از دین حق برگردد و در حال

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه