- موسیقی طبیعت 1
- موزه هستی 2
- گر تو برانی به که روی آورم؟ 4
- مادر صبر 5
- شهابی در آسمان تشیع 6
- جاده انتظار 7
- اشک عدالت 8
- مادر، معمای آفرینش 10
- حجّی دیگر 12
- همنشین افلاکیان 13
- رعد کلام 14
- اعتکاف، گنج خلوت 15
- جام زیارتنامه 16
- دایره المعارف عشق 18
- شهید وحدت 20
- دین و دانش 21
- پیر شیراز 23
- اتمام فضیلت ها 25
- دست عنایت 26
- خانه پرفریب دنیا 28
- هجوم خاموش 30
- دندان طمع به گنج عفت 33
- شهید غیرت 34
- شکایت نامه 36
- زمین، مادری مهربان 38
- نگین حلقه ارادت 39
- پیراهن وصال 41
- اشک های دل تنگی 43
- جهانبُد خوبم! 46
- کِشتی دعا 48
- غلاف غضب 50
- کهربای عشق 52
- بگو کیستی؟ 53
- ساحل امن 55
- موسیقی طبیعت 57
- باغ قرب 59
- کشتی ایام در اقیانوس زندگی 61
- من یا شما؟! 64
- حسینه تظاهر، شهر نفاق 66
- علم و عاشقی 67
رعد کلام
قنداقه اش که در گهواره دستان پدر قرار گرفت، گل های دعایش را به پای تازه رسیده اش ریخت. بوسه هایش دستان و صورت او را نوازش می کرد. در زلال نگاه پدر، امید به آینده این هدیه عرشی برق می زند و اشک شوق او راز محبّت وافرش را نزد اقوام می گشود. تا اینکه، او سید محمود طالقانی، پاره تن خود را به سینه محبت خود چسباند و در گوش راست او اذان دیانت گفت و در گوش چپش اقامه سیاست. الفبای معنویت و علم، بر لوح سفید جانش در ابتدای جوانی شکل گرفت و در مکتب عشق، با عصاره پیام شیعه آشنا گشت. روح کنجکاو و جستجو گرش به دنبال درّ حقیقت می گشت تا این که صدف کلام ائمه و قرآن را پر از گوهری ناب یافت و شهد علوم اسلامی و جرعه های کلام خدا را در جام خطبه و تفسیر می ریخت و در بزم جلسات علمی و مردمی، به تشنه کامان، حقیقت می نوشاند.
شلاق بی عدالتی، بر گرده محرومان، غارت غیرت ها، رویش فرقه های نفاق، دل آیت اللّه طالقانی را رنجور می ساخت. پس با سلاح اندیشه و رعد کلام و برق نگاه خود به نبرد با ظلم و استبداد برخاست؛ نبرد و فریادی که شعله هایش هر از چند گاهی در کنج زندان ها فرو کش می شد و آن گاه در بیرون از زندان، دوباره بر سر ظلم می غرید.
در عصر یخبندان حق خواهی و احتضار عدالت، عدالت خواهان را زیر بال حمایت و فداکاری خود می گرفت. اتحاد جهان اسلام، کمک به مردم فلسطین، هم فکری با اندیشمند بزرگ شهید مطهری و تبعیت از امام خمینی (رحمه الله علیه) گل هایی بودند که در زمستان مسؤولیت پذیری و بارش تهدیدها در گلخانه اندیشه و شجاعتش رشد می نمودند و زیر چتر حمایت وی، پرچم نهضت ملی نفت از سوز بی تفاوتی در امان بود و سرانجام بر باب عزت ملی و اسلامی وطن به اهتزار درآمد.
عظمت شخصیتش در آینه کلام حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) جلوه ای زیبا دارد:
«آقای طالقانی یک عمر را در جهاد و روشنگری و ارشاد گذراند... هیچ گاه در بهار بزرگ خود سستی و سردی نداشت رحلت این سردار بزرگ اسلام، داغ فراق بر جگر اسلام گذاشت؛ چرا که روح بلند او، ابوذر را، زبان گویای او شمشیر مالک اشتر را و اولین نماز جمعه او در دانشگاه تهران، فرشته تعهد و تخصص را و هجرت زودرس او گل را تداعی گر بود. روح والایش آسمانی تر باد!»(1)
1- . به مناسبت رحلت آیت اللّه طالقانی (رحمه الله)، ماهنامه اشارات، شهریور 1382، شماره 52.