- موسیقی طبیعت 1
- موزه هستی 2
- گر تو برانی به که روی آورم؟ 4
- مادر صبر 5
- شهابی در آسمان تشیع 6
- جاده انتظار 7
- اشک عدالت 8
- مادر، معمای آفرینش 10
- حجّی دیگر 12
- همنشین افلاکیان 13
- رعد کلام 14
- اعتکاف، گنج خلوت 15
- جام زیارتنامه 16
- دایره المعارف عشق 18
- شهید وحدت 20
- دین و دانش 21
- پیر شیراز 23
- اتمام فضیلت ها 25
- دست عنایت 26
- خانه پرفریب دنیا 28
- هجوم خاموش 30
- دندان طمع به گنج عفت 33
- شهید غیرت 34
- شکایت نامه 36
- زمین، مادری مهربان 38
- نگین حلقه ارادت 39
- پیراهن وصال 41
- اشک های دل تنگی 43
- جهانبُد خوبم! 46
- کِشتی دعا 48
- غلاف غضب 50
- کهربای عشق 52
- بگو کیستی؟ 53
- ساحل امن 55
- موسیقی طبیعت 57
- باغ قرب 59
- کشتی ایام در اقیانوس زندگی 61
- من یا شما؟! 64
- حسینه تظاهر، شهر نفاق 66
- علم و عاشقی 67
اعتکاف، گنج خلوت
وقتی که آب دل، از گل و لای گناه، کدر می شود و گوش های جان، از عفونت معصیت سنگین، زمانی که چشم دل، در دود و دم نافرمانی خدا کم سو می شود و عشق، تنگی نفس می گیرد و گلوی روح می سوزد، هنگامی که دل در غروب حقایق، سخت می گیرد و می گرید و تن عقل، از گزند میکرب هوس در امان نیست و در عصری که گلبول های موعظه، زیر چکمه های غفلت و تهاجم فرهنگی له می شوند و گنج خلوت از کنج دل ها، تاراج برده می شود، طلوعِ خورشید معرفت در سرزمین اعتکاف، شاید بتواند خانه دل و روح را در مقابل بیماری ها ضد عفونی کند و با داروی شفا بخش ثقلین (قرآن و عترت)، ما را از درد پوچی نجات دهد. چرا که اعتکاف، سفر چند روزه به سرزمین صفا و صداقت و غوطه ور شدن در زلال معنی است.
اعتکاف، بازدید از معراج قرب الهی با بُراق تیز پرواز خلوص است. گرچه اعتکاف، در کتب اعمال، در قفسه مستحبات جای دارد، اما در «فرهنگ انتظار»، تصفیه ناخالص های روحی، با آب توبه و آه فراق در پالایشگاه مسجد شرط وصال است. معتکف با ورود به لاله زار مسجد جامع، پاپوش تمنّیات و تعلق را از پای آرزوهایش در می آورد و جلوه های ربّانی را در کوه طور تفکر به تماشا می نشیند؛ ﴿فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُویً﴾(1) او در بزم خلوت نشینان، از جام های دعا و نماز، سرشار از شور و شعور می شود.
اعتکاف، در آینه لغت، توقف چند روزه در ایستگاه مسجد جامع است؛ با زبان روزه و در قاموس اهل دل، حبس کرکس آمال و هوس و سبک بار و بال نمودن مرغ دل است برای سیر به آفاق و انفس. تا زمانی که کبوتر نفس، گیر دام تعلق ای مادی باشد، پرواز در آسمان کمال برایش مقدور نیست.
و علی علیه السلام التهاب درون و شوق وصال معبودش را در کمیل شریف چنین می سراید:
ای مهربان خدای! مرغ دل در پنجه های تیز و قوی هوس حبس گشته، وگرنه بال های ما تشنه پرواز در آسمان قُرب تواند.
واصلان حق، این طبیبان روح، نسخه های خود را در شفا خانه اعتکاف، تقدیم انسانیت نموده اند؛ چرا که با اکسیر اعتکاف، مس دل به طلای حرم الهی تبدیل می شود و بهشت آرامش به دل های آسمانی ارزانی می شود.
هیچ کنجی بی دد و بی دام نیست
جز به خلوتگاه حق آرام نیست(2)
1- . طه / 12. پس بیرون کن نعلین خود را به درستی که تو در وادی مقدس طوی هستی.
2- . ماهنامه اشارات، شهریور 1382، شماره 52.