موسیقی طبیعت صفحه 35

صفحه 35

عشق یعنی

خواب دیدم جلوه مهتاب را

صورت نورانی نواب را

چون خلیل حق تبر بر دوش برد

کولباری از خطر بر دوش برد

عشق یعنی مجتبی و تیرها

خنجرستانی پُر از تکبیرها

او نوید انفجار نور بود

او طلوع غیرتی مستور بود

او تمام زندگی را مرد زیست

عارف و رندانه و شبگرد زیست

او خدا را دست بیعت داده بود

زندگی را رنگ غیرت داده بود

او به حال سایه ها خندید و رفت

او به ما بی مایه ها خندید و رفت

رفت اما سینه مالامال اوست

چشم غیرت در به در دنبال اوست

رفت اما بعد از او فریاد ماند

عاشقان را شیوه فرهاد ماند.(1)


1- . ماهنامه اشارات، دی 1382، شماره 56.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه