موسیقی طبیعت صفحه 46

صفحه 46

جهانبُد خوبم!

عاشقی ام را استغفرالله

«ما ساکن عصر جمعه هاییم

تو منتظری که ما بیاییم

غربت چه حکایت غریبی است

آقا تو کجا و ما کجاییم»(1)

عصر جمعه است. من اما امروز شرمنده شدم چرا؟

دیروز تا حالا با خواهرزاده ام بودم سرهنگی که مسؤول ایشان است خیلی خوش اخلاق است و ظاهرا هوایش را دارد. دیروز تا حالا هر چه می گوید گریزی هم می زند به این که جناب سرهنگ این طوری است و آن طوری. آری غرق کمالات ایشان شده است.

ببخش من رو!

آقای غریبم f!

عمری ادعای پوک سربازی و لاف پوچ نوکری و غلامی ات را دارم. سرباز کسی است که حاضر است برای اربابش سرش را هم ببازد.

من ولی....

من ولی چه فضیلتی از شما برای دیگران گفته ام.

شما ورد زبانم نبوده اید! چه نق ها که نزدم به خاطر سر سوزن ایمانم به شما!

فرموید:

ما از شما به خودتان مهربان تر هستیم!

فرمودید:

در تب شما تب می کنیم!

فرمودید:

بعد از هر دعای شما آمین می گوییم!

فرمودید:

ما شما را به حال خودتان واگذار نکرده ایم!


1- . یحیی علوی فرد
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه