- موسیقی طبیعت 1
- موزه هستی 2
- گر تو برانی به که روی آورم؟ 4
- مادر صبر 5
- شهابی در آسمان تشیع 6
- جاده انتظار 7
- اشک عدالت 8
- مادر، معمای آفرینش 10
- حجّی دیگر 12
- همنشین افلاکیان 13
- رعد کلام 14
- اعتکاف، گنج خلوت 15
- جام زیارتنامه 16
- دایره المعارف عشق 18
- شهید وحدت 20
- دین و دانش 21
- پیر شیراز 23
- اتمام فضیلت ها 25
- دست عنایت 26
- خانه پرفریب دنیا 28
- هجوم خاموش 30
- دندان طمع به گنج عفت 33
- شهید غیرت 34
- شکایت نامه 36
- زمین، مادری مهربان 38
- نگین حلقه ارادت 39
- پیراهن وصال 41
- اشک های دل تنگی 43
- جهانبُد خوبم! 46
- کِشتی دعا 48
- غلاف غضب 50
- کهربای عشق 52
- بگو کیستی؟ 53
- ساحل امن 55
- موسیقی طبیعت 57
- باغ قرب 59
- کشتی ایام در اقیانوس زندگی 61
- من یا شما؟! 64
- حسینه تظاهر، شهر نفاق 66
- علم و عاشقی 67
موسیقی طبیعت
ببار، تا مردم، گوشه ای از دریای لطف و ریزش رحمت خدا را حس کنند.
ببار تا بار دیگر، چشمان تفکرمان، سر از بی کرانه های لطف ایزدی درآورد.
ببار تا اندیشه هایمان برای لحظاتی مهمان تازگی گل ها و عمق طراوت تکرارت گردد.
ببار تا حوض تأملمان لبریز از شادابی اسرار آفرینش شود.
ببار و کریمانه خود را به دستان تفدیده دشت ها جاری ساز.
ببار تا کودک تصورمان بار دیگر زیر شبنم های نقره فامت به رقص آید و سرمست از موسیقی شُرشر ناودان هایت گردد.
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز.
باران ....
باران، اشک جاری هستی است که از عمق حکمت می جوشد تا در مراسم احیاءاش، سبزه ها و گل ها را تا صبح قیامت، بیدار از تازگی و سرشار از نشاط نگه دارد.
باران، مراسم غبار روبی آسمان دل هاست که در دود و دم کارخانه های فراموشی، سیاهی خودخواهی گرفته اند.
باران، قاصدک های نویدبخش خرّمی اند که به سراغ تک تک بوته ها می روند و آنها را به عروسی رویش دعوت می کنند.
باران، نوازش مهر خدا بر سر سبزه ها و تبسم رحمت الهی به سوی آه ها است.
باران، عصاره آه اقیانوس ها در تب و تاب خورشید است و زمزمه خوش رویش در گوش طبیعت.
باران، مسکرهای تمام عیار بهار در کاسه امید کشاورزان است.
باران، قطره های خون زندگانی در کالبد هستی و بلندترین آبشار خلقت است که از گرده نرم آسمان، به دامان سخت زمین سرازیر می شود، اشک شوق ابرها در انتظار رسیدن سبزه هاست.
باران، اقیانوس پرنده ای است که با قطار ابرها، خود را به خانه التماس و دعای مردم رسانده است؛ پرنده ای که گاه از دامن ابرها بر دامنه کوه ها می نشیند و گاه، از شاخه رودها، تا عمق آسمان ابرها پر می گشاید.