- موسیقی طبیعت 1
- موزه هستی 2
- گر تو برانی به که روی آورم؟ 4
- مادر صبر 5
- شهابی در آسمان تشیع 6
- جاده انتظار 7
- اشک عدالت 8
- مادر، معمای آفرینش 10
- حجّی دیگر 12
- همنشین افلاکیان 13
- رعد کلام 14
- اعتکاف، گنج خلوت 15
- جام زیارتنامه 16
- دایره المعارف عشق 18
- شهید وحدت 20
- دین و دانش 21
- پیر شیراز 23
- اتمام فضیلت ها 25
- دست عنایت 26
- خانه پرفریب دنیا 28
- هجوم خاموش 30
- دندان طمع به گنج عفت 33
- شهید غیرت 34
- شکایت نامه 36
- زمین، مادری مهربان 38
- نگین حلقه ارادت 39
- پیراهن وصال 41
- اشک های دل تنگی 43
- جهانبُد خوبم! 46
- کِشتی دعا 48
- غلاف غضب 50
- کهربای عشق 52
- بگو کیستی؟ 53
- ساحل امن 55
- موسیقی طبیعت 57
- باغ قرب 59
- کشتی ایام در اقیانوس زندگی 61
- من یا شما؟! 64
- حسینه تظاهر، شهر نفاق 66
- علم و عاشقی 67
حسینه تظاهر، شهر نفاق
حسین(علیه السلام) چراغ هدایت است تا ما در هر زمان آمپر بصیرتمان دقیق کار کند و در هر مکان نادانسته در لشکر باطل کربلایی برپا نکنیم.
امروز...
در اداره ای عمر سعد از نوکر رجوع هایش (نه ارباب رجوع) رشوه های کلان می گرفت، در سازمانی ابن زیاد توافق نامه رانت خوری با یزید امضا می کرد.
در دادگاهی شمر از جانی حق السکوت و در بیمارستان اطفال، حرمله از پدری پول زیر میزی می گرفت و سنان در روزنامه با قلمش خیمه های عفاف آتش می زد.
و امشب ....
در «حسینه تظاهر»در «شهر نفاق» با دو چشم خود دیدم که «عمر سعد»، مرثیه غنایی می خواند، زمانی اشک می ریخت و گاهی پایکوبی می کرد، «شمر و سربازانش» زیر پرچم امام حسین سینه می زندند، «ابن زیاد» کنار نیزه ای که دست قلم شده عباس برفرازش بود، قرآن می خواند، یزید با جام شکسته شراب بر سر خود و کودک خردسالش قمه می زدند و «سنان» هنگام شنیدن به آتش کشیده شدن خیمه های امام حسین(علیه السلام) و اضطراب زینب(علیها السلام) برای حجابش اشک تمساح می ریخت.(1)
1- . محمدحسین قدیری، ماهنامه خانه خوبان، ش27، دی ماه 1389