- موسیقی طبیعت 1
- موزه هستی 2
- گر تو برانی به که روی آورم؟ 4
- مادر صبر 5
- شهابی در آسمان تشیع 6
- جاده انتظار 7
- اشک عدالت 8
- مادر، معمای آفرینش 10
- حجّی دیگر 12
- همنشین افلاکیان 13
- رعد کلام 14
- اعتکاف، گنج خلوت 15
- جام زیارتنامه 16
- دایره المعارف عشق 18
- شهید وحدت 20
- دین و دانش 21
- پیر شیراز 23
- اتمام فضیلت ها 25
- دست عنایت 26
- خانه پرفریب دنیا 28
- هجوم خاموش 30
- دندان طمع به گنج عفت 33
- شهید غیرت 34
- شکایت نامه 36
- زمین، مادری مهربان 38
- نگین حلقه ارادت 39
- پیراهن وصال 41
- اشک های دل تنگی 43
- جهانبُد خوبم! 46
- کِشتی دعا 48
- غلاف غضب 50
- کهربای عشق 52
- بگو کیستی؟ 53
- ساحل امن 55
- موسیقی طبیعت 57
- باغ قرب 59
- کشتی ایام در اقیانوس زندگی 61
- من یا شما؟! 64
- حسینه تظاهر، شهر نفاق 66
- علم و عاشقی 67
اشک عدالت
خدایا!
این چه داستانی است که سطر سطرش، دل تصوّر را آتش می زند، جگر تأمل را کباب می کند و اشک تخیل را چون رود به راه می اندازد؟
خدایا!
حکایت علی (علیه السلام) ، چه معادله سختی است که عقل را به زانو در می آورد و اوهام را در قبضه دست خود می چرخاند؟!
کوه دانش علی(علیه السلام) چه قله رفیعی است که پرنده نیز پرواز اندیشه را به نفس در می آورد و عاجز از رسیدن به اوج خود می کند؟!
خدایا!
امتحان عشق به علی (علیه السلام) که عشق به همه خوبی هاست چه آزمون دشواری بود که مُهر مردودی و بی وفایی، به پیشانی بسیاری از مدعیان مِهر به او زد!
دشمن او چه اهریمنی بود که ناجوانمردانه و با شمشیر تحجّر، در محراب عشقش به سراغ او آمد و تیغ جهل بر سر همه عقل و عدل فرود آورد؟!
و... امروز چه روزی است که دل کعبه، این گهواره آرام علی (علیه السلام) ، افتان و خیزان و اشک ریزان به طواف علی (علیه السلام) آمده و از گوشه گوشه محراب علی (علیه السلام) ، بوسه برمی دارد و خاک قبر او را توتیای چشم دل می کند؟!
خدایا!
چه عزایی در خیمه سرای عالم برپاست که عدالت و انصاف، این گونه خاک بی کسی بر سر خود می ریزند؟!
ذوالفقار علی (علیه السلام) را چه شده است که قاب لحظه های به یاد ماندی خود با علی (علیه السلام) خیره شده و با تصور رشادت های علی (علیه السلام)، هِق هق کنان به خود می پیچید؟!
امروز چرا نخلستان های کوفه، موهای خود را پریشان کرده و از رازهای سر به مهر علی (علیه السلام) و خود سخن می گوید؟!
به پای نخل های کوفه اشک کیست می بارد
که نخلستان ز اشک دیده او می دهد خرما
چه شب هایی که نان دادم به سائل ها و بشنیدم
که می گفتند یا رب از علی برگیر داغ ما