در آستانه سلوک صفحه 134

صفحه 134

صهیب از رومیان، بلال از حبشی ها و خَبّاب از نبطی ها.(1)

خبّاب از شایستگان و در جنگ بدر و دیگر جنگ ها همراه پیامبر صلی الله علیه وآله شرکت می نمود و هنگام هجرت آن حضرت به مدینه، بی درنگ به آن بزرگوار پیوست.

وی در ایمان خود محکم و استوار بود. به هر اندازه او را شکنجه می کردند، استقامت می ورزید و از آیین اسلام دست بر نمی داشت.

کفّار قریش آتش بر می افروختند و او را بر آن می کشیدند تا آن که پشت او از گوشت صاف می گشت و گاهی زره آهنین بر تنش کرده، هنگام شدّت گرمای آفتاب، روی ریگ های مکّه می کشاندند تا از فشار حرارت هوا و آهن و ریگ ها به ستوه آید و از دین اسلام دست بردارد. ولی او استقامت ورزیده، شکیبایی می نمود و تا پایان عمر نیز آثار شکنجه ها و سوختگی در پشت او نمایان بود.

قریش هنگامی که استقامت او را دیدند، هیزمی افروخته، به صورت آتش سرخ در آمد. بدنش را برهنه کرده و از پشت بر روی آتش ها خواباندند. خبّاب گوید: در این هنگام، مردی از قریش پیش آمد و پای خود را روی سینه ام گذارد و آن قدر نگه داشت تا گوشت بدنم آتش را خاموش کرد.

و از شعبی نقل است که وی در برابر شکنجه مشرکان استقامت می کرد و حاضر نبود از ایمان خود دست بردارد. مشرکان چون چنین دیدند، سنگ هایی را داغ کرده و پشت او را آن قدر به آن سنگ ها فشار دادند که گوشت های پشت او آب شد.

عمر در زمان خلافتش او را دیدار کرد، پرسید چگونه تو را شکنجه می دادند؟ گفت: پشتم را نگاه کن، چون عمر پشت او را دید، گفت: تاکنون پشت احدی را این گونه ندیده ام.

مشرکان علاوه بر آزارهای بدنی تا می توانستند از نظر مالی نیز به خبّاب زیان وارد می ساختند. بنابر نقل مرحوم طبرسی(2) او که مردی ثروتمند بود(3) از عاص


1- 248. خصال ج 1، ص 312، ب 5، ح 89
2- 249. مجمع البیان ج 6، ص 528
3- 250. وی در اوایل زندگی اش بسیار ثروت داشت. لکن پس از مسلمان شدن، کفّار اموالش را مصادره نمودند و او با تهیدستی به مدینه هجرت نمود. پاورقی سفینه البحار ج 2، ص 543
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه