در آستانه سلوک صفحه 191

صفحه 191

محبّت

بدون شک جاذبه ها، انسان را به این سو و آن سو می کشاند و تا انسان چیز بهتری نبیند و نیابد، جذب آن نمی گردد. اگر مؤمن به این مسأله توجّه کند که تمام خوبی ها از آنِ پروردگار یکتاست و همه خوبی ها از یمن اوست و از طرفی همه خوبی ها محدودند، تنها اوست که نامحدود بوده و کمالات و خوبی هایش نامتناهی است و نیز تنها اوست که در تمام اوقات شب و روز و در تمام حالات و همه جا با ما است و ساحت مقدّسش از مرگ و مردن (1) و از همه نقص ها مبرّاست، در آن صورت، تنها به او که دارای همه خوبی هاست و خوبی دیگران هم از اوست، عشق می ورزد و به سوی او حرکت می کند.

عشق و محبت؛ سرزمینی بلاخیز، آتشی سوزان، سوزی جانکاه و در عین حال بسیار لذت بخش است و محتاج به دلی قوی، عزمی راسخ و اراده ای استوار است و هر کس را سزاوار نیست که لاف عشق و محبت زند. بلکه چابک سوارِ زنده دلی می خواهد که با همّتی بلند و کوششی فراوان، خود را در آتش سوزان عشق داخل نماید و با کمال شوق و وجد در این سرزمین گام گذارد.

عشق بازی کار هر شیّاد نیست

این شکار دام هر صیّاد نیست

عاشقی را قابلیّت لازم است

طالب حق را حقیقت لازم است

عشق و محبّت موهبت ربّانی، هدیه ملکوتی، نور الهی و جاذبه رحمانی است و رشد معنوی و تعالی در گرو معرفت و وابسته به ارتقای سطح دوستی است و این موهبت، نصیب کسی خواهد شد که قلب خود را از آلایش طبیعت پاک نموده،


1- 317. بزرگی می فرمود: معشوقی از دنیا رفت. عاشق بسیار ناراحت شد و بر دوری او به شدّت می گریست. شخصی گفت: چرا این گونه ناراحتی و چرا گریه می کنی؟ پاسخ داد: معشوقم از دنیا رفته است. گفت: به سر خود بزن که خود مقصّری. عاشق گفت: برای چه؟ پاسخ داد: زیرا عاشق کسی شدی که مردنی بود! کسی را دوست بدار که همیشه زنده است و هرگز نمی میرد. گفت: او کیست؟ پاسخ داد: خدای بزرگ.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه