در آستانه سلوک صفحه 21

صفحه 21

«اَلْتَجافِی عَنْ دارِ الغُرُورِ وَالْاِنابَهُ اِلی دارِ الْخُلُودِ وَ الْاِسْتِعدادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نُزُولِهِ».(1)

«(نشانه آن) کناره گیری از دنیای فریبکار و انابه و میل به سرای جاویدان آخرت و آمادگی برای مردن، پیش از رسیدن آن است».

بنا بر این، علم فقط دانستن تعدادی اصطلاحات و علوم رسمی نیست، بلکه بسا منظور از آن، آگاهیِ خاصّی است که به انسان از راه مجاهده و تضرّع عطا می شود و آدمی در پرتوِ آن، به اطاعت پروردگار و قرب به حضرتش هدایت می گردد.

مرحوم عالم کامل سید هاشم نقل نمود که مرحوم پدرم سید علی اکبر یزدی می خواست نماز جماعت بخواند، ناگاه مردی در لباس روستایی وارد مسجد شد و در صف اوّل، پشت سر پدرم قرار گرفته، به پدرم اقتدا کرد، ولی در رکعت دوّم در حال قنوت قصد فرادا نموده، نمازش را خود تمام کرد، سپس سفره ای که همراه داشت باز نمود و مشغول خوردن نان شد.

پس از اتمام نماز مردم از هر طرف به او حمله کردند و به کارش اعتراض نمودند ولی او هیچ نمی گفت. پدرم متوجه شد، فرمود: چه خبر است؟ جریان را نقل کردند. پدرم به آن شخص گفت: چرا چنین کردی؟ پاسخ داد: سبب آن را آهسته به خودت بگویم یا در این جمع بگویم؟ پدرم گفت: در حضور همه بگو. فرمود: وارد این مسجد شدم به امید آن که از فیض نماز جماعت با شما بهره ای ببرم، چون اقتدا نمودم اواسط حمد شما از نماز بیرون رفتید و در این خیال واقع شدید که پیر شده ام و از آمدن به مسجد عاجزم الاغی لازم دارم، پس به میدان الاغ فروشی رفته و الاغی را انتخاب کردید و در رکعت دوم در تدارک خوراک و تعیین جای آن بودید که من عاجز شدم، لذا نماز را فرادا تمام کردم. این را گفت و سفره را پیچید و از مسجد خارج شد.


1- 41. قرهالعیون ص 439، بحارالأنوار، ج 77، ص 83 ضمن سفارشات آن حضرت به ابوذر
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه