در آستانه سلوک صفحه 219

صفحه 219

از آیت اللَّه بافقی شنیدم و نیز مرحوم حاج آقا حسین فاطمی در جامع الدُرر آورده است:(1)

مرحوم معین الاطبّاء - که مورد اعتماد و از راستگویان بود - گوید: مدّتی در بابل از محضر پرفیضش بهره ها بردم. سفر زیارتی مشهد پیش آمد، خدمت ایشان رسیدم تا خداحافظی کنم. ایشان نامه ای به حضرت رضا علیه السلام نوشته، به من داد و فرمود: جواب آن را بیاور!

این جانب به مشهد رفتم و به حرم مشرّف شده. نامه را به ضریح انداختم، به هنگام تصمیمِ به بازگشت، برای زیارت وداع به حرم مشرّف شدم. مشغول زیارت و نیایش با خدا بودم که متوجّه شدم به طور شگفت انگیزی حرم مطهّر خلوت شد و بزرگواری از درون ضریح بیرون آمده، خطاب به من فرمودند: به حاج اشرفی سلام برسان! بگو:

آیینه شو جمال پری طلعتان طلب

جاروب کن تو خانه، سپس میهمان طلب

آن گاه به سوی ضریح مطهّر بازگشت و از برابر دیدگانم ناپدید شد. به خود آمدم و دریافتم که این پاسخ نامه بود.

هنگامی که به بابل آمدم، خدمت حاجی اشرفی رفتم. دربِ خانه را زدم، حاجی در را گشود و پیش از آن که حرفی بزنم، با حالتی وصف ناپذیر فرمود: آری! سالارم عنایت فرمودند، به من سلام رسانیدند و فرمودند: «آیینه شو..».(2)

آقای شیخ محمّد حسین انصاریان (واعظ معروف) بر منبر نقل کرد: سنّ سربازی ام که فرا رسید، مأمور شاه به خانه ما آمد و با تندی و بد اخلاقی گفت: فردا صبح باید برای سربازی آماده شوی والّا...

پدرم خیلی ناراحت شد. راضی نمی شد به سربازی در ارتش شاه بروم. بعد از


1- 377. جامع الدرر، ج 1، ص 45
2- 378. کرامات صالحین، ص 66.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه