در آستانه سلوک صفحه 237

صفحه 237

حفظ می نمودند و از دریای بیکران الطاف خاصه الهی بهره مند بودند.

مرحوم محدّث نوری در خاتمه مستدرک می نویسد:

مرحوم سید بن طاووس ضمن داستان مفصّلی می فرماید: برای درک زیارت اول رجب شب جمعه 27 جمادی الثانیه سال 641 به حلّه وارد شدم. همان روز کسی را معرّفی کردند که می گوید در عالم بیداری خدمت امام زمان عجل اللَّه تعالی فرجه شرفیاب شده و از جانب حضرت برایم حامل پیامی است... چون آن شخص از من جدا شد، رختخوابی برایش فرستادم و شب را در همانجا خوابید...

من برخاستم که برای نماز شب وضو بگیرم. دسته آفتابه را گرفتم، به دستم آب بریزم، کسی لوله آفتابه را گرفت و چرخاند و نگذاشت من برای نماز وضو بسازم. پیش خود گفتم شاید آب نجس است. فتح را صدا زدم و گفتم: آب آفتابه را خالی کن و از شط پر کن! فتح چنین کرد. دوباره دسته آفتابه را برای ریختن آب گرفتم که کسی لوله آفتابه را گرفته، چرخاند و نگذاشت وضو بگیرم...

به همان حال که نشسته بودم، به خواب رفتم. در خواب مردی به من فرمود: آن که از طرف حضرت برایت پیام آورد، گویی شایستگی داشت (که او را محترم بشماری و) پیشاپیش او قدم برداری. از خواب بیدار شدم و در دلم افتاد که در احترام او، کوتاهی نموده ام. پس به سوی خداوند توبه نمودم و شروع به وضو نمودم، دیگر کسی مانع نشد...(1)

این بزرگوار به قدری مورد عنایت پروردگار قرار گرفت که خود می فرماید: به دو دلیل شب قدر را از غیر شب قدر می شناسم. یکی آن که در شب قدر به آسمان و زمین نگاه می کنم، از شب تا به صبح، فوج فوج و گروه گروه فرشتگان به زمین می آیند و بر حضرت ولی عصر امام زمان عجل اللَّه تعالی فرجه نازل می شوند که در طول سال هیچ گاه چنین نزول فرشتگانی را ندیده ام و دیگر آن که در شب قدر، نسیم


1- 393. مستدرک الوسائل، ج 20، ص 441
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه