در آستانه سلوک صفحه 238

صفحه 238

خوش و معطّری وزیدن می گیرد که من آن نسیم معطّر و خوش را در هیچ سحری از سحرها ندیده ام و لذا می فهمم آن شب، شب قدر است.

می نویسند که روزی مرحوم شیخ مفید به شاگردانش شانه می داد تا محاسنشان را شانه کنند. به مرحوم سید مرتضی و مرحوم سید رضی شانه نداد. با آن که آن ها از شاگردان ممتاز او بودند. دو برادر به خانه آمده، جریان را به مادر گفتند. مادر به محضر شیخ مفید آمد و از علّت آن پرسید. شیخ فرمود: مگر سید مرتضی و سید رضی ریش در آورده اند!

معلوم می شود که تا به حال مرحوم شیخ به صورت آنان نگاه نکرده است، چه آن که هر دو نوجوان زیبا چهره بودند.

مرحوم شیخ حسنعلی تهرانی جدّ مادری مرحوم آیه اللَّه مروارید که در زمان میرزای شیرازی زندگی می کرد، یکی از رفقایش، به مرض حصبه مبتلا می شود. ایشان به دیدنش آمده، پس از ملاقات با بیمار، می فرماید: تا چای بیاورید، تب بیمار قطع می شود. برای ایشان چای آوردند، بیمار عرق نمود، نشست و دوباره زنده شد!

گفتند: از کجا فهمیدید که اگر عرق کند، خوب می شود؟ پاسخ داد: تا لباس روحانیت پوشیده ام، به امام زمان عجل اللَّه تعالی فرجه خیانت نکرده ام. هر کاری که انجام دهم، امام زمان عجل اللَّه تعالی فرجه پشتم را دارد و پاسخم می دهد.

در بعضی از دعاها - نظیر دعای امّ داود در روز نیمه رجب - بر ابدال و اوتاد درود فرستاده می شود. مرحوم کفعمی در شرح دعای امّ داود، درباره رجال الغیب چنین می فرماید: هیچ گاه زمین از قطب و چهار نفر اوتاد و چهل نفر ابدال و هفتاد نفر نجیب و سیصد و شصت نفر صالح خالی نمی باشد.

اما قطب (و رکن عالم امکان) حضرت مهدی عجل اللَّه تعالی فرجه است و اوتاد از چهار نفر کمتر نمی باشند. زیرا که دنیا بسان خیمه ای است که حضرت مهدی عجل اللَّه تعالی فرجه عمود آن و این چهار نفر طناب های آن می باشند و گاهی اوتاد از چهار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه