در آستانه سلوک صفحه 257

صفحه 257

شگفت زده شد و به حال او رقّت نمود و فرمود: اکنون چه حاجت داری؟ عرض کرد: دعا کن جوانی من برگردد و مرا به عقد خود درآور! حضرت نیز مأمور شد اجابت کند.

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«زلیخا خواست به ملاقات یوسف رود، از این رو اذن ملاقات گرفت. به او گفته شد: به خاطر آن عملی که از تو نسبت به او صادر شده، خوش نداریم تو را نزد وی ببریم. گفت: از کسی که از خداوند خوف دارد، هراسی ندارم و آنگاه که بر یوسف وارد شد، یوسف فرمود: ای زلیخا! رنگ تو را دگرگون می بینم، چه چیز باعث آن گردید؟ عرض کرد:

«اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ الْمُلُوکَ بِمَعْصِیَتِهِمْ عَبِیداً وَجَعَلَ الْعَبِیدَ بِطاعَتِهِمْ مُلُوکاً».

«حمد و سپاس خدای را که سلاطین را به واسطه نافرمانی بنده و بندگان را به واسطه اطاعت و فرمانبرداری، پادشاه قرار داد».

حضرت یوسف فرمود: چه چیز تو را بر آن داشت که آن رفتار را نسبت به من انجام دهی؟ زلیخا گفت: ای یوسف! حسن جمال و زیبایی رویت.

حضرت فرمود: اگر حضرت محمّد صلی الله علیه وآله پیامبر آخر زمان را می دیدی - که صورتش از من زیباتر، خلقش نیکوتر و جود و کرمش بیشتر است - چه می کردی؟! عرض کرد: راست می گویی! فرمود: چگونه دانستی که من راست می گویم؟ عرض کرد: وقتی او را یاد نمودی، محبّتش در قلبم جای گرفت. خداوند بزرگ به حضرت یوسف وحی فرستاد که او راست می گوید:

«وَ اِنِّی قَدْ اَحْبَبْتُها لِحُبِّها مُحمَّداً صلی الله علیه وآله».

«من به خاطر محبّتش به محمّد صلی الله علیه وآله او را دوست دارم».

آنگاه خداوند متعال فرمان داد که با وی ازدواج نماید.».(1)


1- 407. بحارالأنوار، ج 12، ص 281
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه