در آستانه سلوک صفحه 267

صفحه 267

مگر چه شده است؟ گفت: زیاد در جستجوی تو است و تو آشکارا داخل منزل من شدی و آنان که نزد من بودند، تو را دیدند، فرمود: هیچ یک از ایشان مرا ندیدند، ابو اراکه شانه های رُشید را محکم ببست و در اتاقی حبس نمود و نزد اصحاب خود برگشت و گفت: به نظر من پیرمردی وارد خانه من شد! گفتند: ما کسی را ندیدیم.

(ابن زیاد به شدّت در تعقیب شیعیان حضرت علی علیه السلام بود لذا) ابو اراکه ترسید غیر ایشان او را دیده باشند (برای احتیاط) به مجلس زیاد رفت تا مطّلع شود کسی از ورود رشید خبر دارد یا نه، سلام کرد و نزد زیاد نشست و با او گفتگو می کرد، ناگاه دید رُشید سوار بر قاطرش شده و به مجلس زیاد می آید. همین که او را دید، رنگش پرید و یقین به مرگ خود نمود. رُشید از قاطر پیاده گشت و نزد زیاد آمده، سلام کرد. زیاد او را در

فرمانبرداری از پروردگار(9)

آغوش گرفت و او را بوسید و از احوال او پرسید که چگونه آمدی با چه کسی آمدی، در راه به تو چه گذشت؟ پس از آن برخاست و برفت.

ابو اراکه از زیاد پرسید که این مرد چه کسی بود؟ پاسخ داد: یکی از برادران ما از شام است که برای دیدار ما آمده است. ابو اراکه به خانه بازگشت و رُشید را در همان حال در خانه خود دید. به او گفت: اینک که دارای چنین مقام هستی، هر وقت می خواهی به منزل ما بیا از دیدارت خوشحال خواهم شد.(1)

پیوسته امیر مؤمنان علیه السلام او را رشید بلایا می نامیدند و به او علم بلایا و منایا تعلیم فرمودند. به طوری که هرگاه شخصی را ملاقات می کرد، به او می گفت: فلانی! تو در فلان روز به چنین مرضی از دنیا می روی و یا فلان کس را این گونه به شهادت می رسانند و همانطور هم واقع می شد.(2)

بدون شک در اثر پیروی از پروردگار جهان آفرین و پیامبر بزرگوارش، آدمی از هستی می گذرد و از آنچه غیر اوست، چشم می پوشد و جز با حضرتش سودایی نداشته و ندارد و از آنچه غیر اوست، دل می بُرَد.


1- 416. اختصاص، ص 73، منتهی الآمال ج 1، ص 199
2- 417. اختصاص، ص 72.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه