در آستانه سلوک صفحه 300

صفحه 300

بخواهی! گفت: روزی مرا فراوان و عمرم را زیادتر نما! فرمود: از من چیزی درخواست کن که در اختیار من باشد، عرض کرد: خداوند حاجت محتاجین را برمی آورد.

حضرت فرمود: نام تو چیست؟ پاسخ داد: منذر، زیرا قوم خود را از عذاب الهی انذار می کنم و از دنیای ساحره بر حذر می دارم و آن ها را به آخرت ترغیب و تشویق می نمایم. سپس گفت: یا حشمت اللَّه! برترین چیزی که خداوند در مملکت به تو عنایت فرموده، چیست؟ فرمود: انگشترم، زیرا از بهشت آمده است. گفت: معنای آن چیست؟ فرمود: تو پاسخ بده! گفت: گویا خداوند می خواهد بفهماند که آن چه از مُلکش به تو ارزانی داشته، به اندازه نگین انگشتر است.

عرض کرد: به غیر از انگشتر، چه چیز با ارزش تر داری؟ فرمود: بساط که باد آن را حرکت می دهد و شبانه روزی دو ماه راه طی می کند، گفت: سرّ آن چیست؟ فرمود: بگو! عرض کرد: آن چه با توست از مال و مُکنت، بسان باد است که امروز با توست و در اختیار توست و فردا در اختیار دیگری خواهد بود و این که دو ماه در شبانه روز طی می کند، اشاره است که عمر تو نظیر این بساط در حرکت و طیران است و به سرعت به سوی آخرت در حرکتی.

گفت: دیگر نفیس ترین چیزها که به تو عنایت شده، چیست؟ فرمود: دانستن زبان (حیوانات و) پرندگان. عرض کرد: تو را از مناجات با خداوند باز می دارد. گفت: دیگر چه چیز؟ فرمود: خدمت کردن جن و انس. مور گفت: اشاره است که خداوند جن و انس را مطیع تو کرده که تو کمر خدمتگذاری استوار ببندی. عرض کرد: دیگر چه چیز؟ حضرت سلیمان فرمود: نگین انگشترم که نام خداوند بر آن نقش شده و هرگاه آن را نگاه می کنم، با یاد او اُنس می گیرم. مور گفت: پس اُنس شما به اسم است نه به مُسمّی و تو را از انس با مُسمّی باز می دارد و آن حضرت را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه