در آستانه سلوک صفحه 362

صفحه 362

اگر می خواستیم او را با این آیات، بالا می بردیم. ولی او به پستی و دنیا گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد. از این رو، داستان او بسان داستان سگ است که اگر بر آن حمله ور شوی، زبان از کام برآورد و اگر آن را رها کنی، باز همین کار را می کند. این مَثَل آن گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند. این داستان را (برای آن ها) بازگو کن شاید که آنان بیندیشند».(1)

امام رضا علیه السلام می فرمایند:

«به بلعم باعورا اسم اعظم الهی ارزانی شد و از افراد مستجاب الدّعوه بود. لکن به فرعون متمایل گشت (و تحت نفوذ او قرار گرفت) و هنگامی که فرعون در تعقیب حضرت موسی و یارانش بود، از او خواست که موسی و یارانش را مورد نفرین قرار دهد تا بر آن ها دست یابد. او نیز سوار بر چهار پایش شده تا به سوی حضرت موسی حرکت نماید. امّا حیوان امتناع کرد و از حرکت ایستاد. بلعم با تازیانه بر او ضرباتی نواخت. در این لحظه، خداوند آن چهار پا را به سخن آورد و گفت: وای بر تو چرا مرا می زنی؟ می خواهی من با تو بیایم که بر پیامبر خدا و مؤمنان نفرین کنی! بلعم (که آشفته گشته) آن قدر آن حیوان را زد که کشته شد. در همین هنگام، اسم اعظم از او گرفته شد...».

در ادامه، آن حضرت می فرمایند:

«از حیوانات تنها سه رأس داخل بهشت می شوند. الاغ بلعم باعورا، سگ


1- 574. مشهور آن است که آیه در مورد بلعم باعوراست و برخی احتمال داده اند که در مورد «امیّه ابی الصّلت» شاعر معروف زمان جاهلیّت است که از دانایان کتب آسمانی و حکمت سابقان بود و بر اثر آگاهی از کتب آسمانی پیشین، در انتظار ظهور آخرین پیام آوران بود. ولی کم کم به این خیال افتاد که ممکن است خودش باشد و پس از بعثت آن بزرگوار به آن حضرت حسد ورزیده و بنای مخالفت را گذاشت. ولی مفهوم آیه همانند سایر آیاتی که در شرایط خاصّی نازل می گردد، همگانی است و مصادیق دیگر را شامل می گردد. امام باقر علیه السلام می فرمایند: «اصل در آیه بلعم می باشد، پس از آن مثال آورده شده، برای هر کس از اهل قبله که هوای خود را بر هدایت الهی برگزیند.» مجمع البیان ج 4، ص 500
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه