در آستانه سلوک صفحه 388

صفحه 388

به راستی هم چنان که خداوند متعال می فرماید:

«آیا کسانی که تدبیرهای بد می اندیشند، ایمن شدند از اینکه خدا آنان را در زمین فرو ببرد یا از جایی که احتمالش را هم نمی دهند عذاب سراغشان بیاید (و نابودشان سازد)؟».

آیا هادی عباسی این احتمال اصلاً به ذهنش خطور می کرد که آب دهان خودش قاتلش باشد؟ آری، از جایی که هیچ احتمالش را نمی داد عذاب به سراغش آمد.

مرگ مأمون

مأمون از خلفای بنی عباس و از زمامداران پر قدرت و مغرور روزگار بود و آن چنان شیفته ریاست بود که برای کسب خلافت، برادر خود امین را به قتل رسانید و برای استحکام پایه های قدرتش هشتمین امام همام حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام را به شهادت رسانید.

وی در جنگ ها تکیه گاهش به ارتش مجهّز و قوی خود بود. در سال 218 ه ق با لشکری که حدود صد هزار نفر بودند به جنگ رومیان رفت و فتوحات بسیاری نمود. روزی در شمال سوریه در سرزمین «بدیدون» که به آن «رقّه» هم می گفتند در دشتی بسیار با صفا توقف کرد آب بسیار سردی از زمین می جوشید و آن چنان آن چشمه با صفا و زلال بو دکه ریگ های زیر کاملاً پیدا بود و اگر پولی داخل آن می افتاد نوشته آن قابل خواندن بود. هوایش در نهایت خوبی و لطافت و زمینش در کمال خرّمی و سرسبزی بود. هنگامی که مأمون این دشت با صفا را دید دستور داد تخت و خرگاهش را همانجا زدند و در کنار آن چشمه مشغول تماشا شد.

در این بین ماهی سفیدی به طول یک ذرع پیدا شد. مأمون به ملازمان خود دستور داد آن را بگیرند، شخصی خودش را در آن آب سرد انداخت و بی درنگ آن ماهی را گرفت و به دست مأمون داد، ماهی تکانی به خودش داد و خود را در آب انداخت و مقداری آب چشمه به بدن مأمون پاشید، دو مرتبه آن شخص آن ماهی را گرفت و در مقابل او قرار داد، دوباره مقداری آب به بدن مأمون پاشیده شد. مأمون فرمان داد تا آن ماهی را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه