در آستانه سلوک صفحه 69

صفحه 69

در نجف برخی فیلسوف و عدّه ای عارف بودند و گروهی هم بر فقه و اصول اصرار می ورزیدند. من در اضطراب افتادم که چه باید کرد، راه کدام است! سرگردان بودم، به وادی السلام، قبر حضرت هود و صالح رفتم. با ناله و گریه عرض کردم: خدایا بیچاره ام، حیرانم و نمی دانم به کدام راه بروم «اهدنا الصراط المستقیم» آن گاه به حضرت امام زمان ارواحنا له الفداء متوسّل شدم. ناگاه حضرت بقیه اللَّه عجل اللَّه تعالی فرجه تشریف آوردند. در فاصله بیست قدمی من ایستادند. روی سینه مبارک نوار سبزی به طول هفتاد سانتیمتر و عرض بیست سانتیمتر نمایان شد، که بر آن با نور نوشته بود: «طَلَبُ الْمَعارِفِ مِنْ غَیْرِ طَرِیقنا اَهْلِ الْبَیْتِ مُساوِقٌ لاِنْکارِنا وَ قَدْ اَقامَنِیَ اللَّهُ وَ اَنَا الحُجهُ بْنُ الْحَسَن»

«طلب معارف از غیر طریق ما اهل بیت، به مثابه انکار ماست. قطعاً خداوند (امروز) مرا برپا داشته است و من حجه خدا فرزند (امام) حسن عسکری علیه السلام هستم».

و جمله «انا الحجه بن الحسن» نظیر امضا بود و به من اجازه سخن گفتن ندادند. خوب که در خاطرم این جمله نورانی نقش گرفت، حضرت تشریف بردند و از نظرم غایب شدند. از آن پس، دلم آرام گرفت و درونم باز شد و راه خود را پیدا نمودم».(1)

امام باقر علیه السلام به سَلَمَه بن کُهَیل و حکم بن عُتیبه (که از مخالفان بودند) فرمودند:

«شَرِّقا و غَرِّبا فَلا تَجِدانِ عِلْماً صَحِیحاً اِلّا شَیْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنا اَهْلِ الْبَیْتِ».(2)

«به شرق بروید، به غرب بروید، (در همه عالم) جز آنچه از ما اهل بیت رسالت تراوش نموده، علم صحیحی پیدا نخواهید کرد».


1- 139. این داستان مشهور است افرادی نظیر مرحوم شیخ مجتبی قزوینی و مؤلف کتاب دین و فطرت که از شاگردان مرحوم آمیرزا مهدی بوده اند، نقل کرده اند.
2- 140. کافی، ج 1، ص 329، وسائل الشیعه، ج 27، ص 69، ح 22؛ نظیر آن احادیث فراوان است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه