بانک جامع دوازده جنبش نوظهور معنویت نما صفحه 1097

صفحه 1097

آیا شما که به دنبال یک نقاشی کامل می‌گردید ، می‌توانید قلم را به یک بی‌سوادی که تا حالا قلم نقاشی دست نگرفته ، بدهید و از او بخواهید در یک صفحة پرقیمت ، منظره‌ای برای‌تان بکشد که وقتی آن را می‌بینید ، لذت ببرید و خستگی‌تان بیرون رود ؟ آیا توقّع دارید که چنین کسی این منظره را بکشد ؟ خواهید گفت ، نه . پس به خدا حق می دهیم که در قرآن کریم ، با استخدام شدیدترین کلمه ، کلمة «ویل» ، به نمازگزار حمله بکند ، نه به نماز ، که چرا نماز را ضایع کرده‌ای : « فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاَةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ»(4) . خود عناصر نماز که پاک بوده و از پیشگاه مقدّس حق نازل شده است ؛ «الله اکبر» ، من الله است ؛ حمد که اولین سورة قرآن است ، من الله می‌باشد ؛ ذکر رکوع ، من الله است ؛ تعداد رکعات ، من الله است . این عناصر را که به صورت رنگ‌های مختلف است و قلمش هم من هستم ، به دست من دادند و گفتند بیا وارد کار شو و این عناصر را با معرفت ، با اخلاص ، با عشق با همت ، با همدیگر ، کنار هم بچین تا آن نمازت قابل قبول از کار در بیاید .

روایات عجیبی هم در این زمینه به دنبال آیات قرآن هست که بعضی نمازها از مقام اول رد نمی‌شود و بعضی نمازها از مقام دوم ، و بعضی نمازها تا مقام چهارم می رود ، جلوی برنده را می‌گیرند و می‌گویند ، آن را برگردانید و بر سر صاحبش بزنید . بعضی نمازها از مقام پنجم رد نمی‌شوند . بعضی نمازها جهش‌وار از همة مقامات رد می‌شوند و به قبولی پروردگار عالم می‌رسند ، و بعد ، خداوند به ملائکه می‌گوید ، آن روز که گفتید ، این موجود را خلق نکن ، حالا ببینید ، من به این بنده‌ام مباهات می‌کنم و با افتخار به شما می‌گویم که من در کل زمین که پر از فساد و شهوات است ، چنین رفیق‌هایی هم دارم . حمله به خود نماز نیست . باز هم دقت بفرمایید ، « فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ» (5) ، حمله به نمازگزار است . خود نماز که حمله ندارد . عناصرش که حمله‌ای ندارد ؛ الله اکبرش ، حمدش ، رکوعش ، سجده‌اش و تشهّدش ، که حمله ندارد . خداوند به آنی که بی‌هنرانه وارد نقاشی نماز شده ، دارد حمله می‌کند که چرا زمانی که هنوز نقّاش واقعی نشده‌ای ، داری نقش می‌زنی ؟ چرا نماز را با جهل می‌خوانی ؟ چرا نماز را با کسالت می‌خوانی ؟ «وَ لاَیَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلَّا وَ هُمْ کُسَالَی»(6) . این سخن خداوند که گویای تنفّر از نماز خواندن درحالت کسالت است ، به این معنا می‌باشد که : وقتی سست ، کسل و بی‌حالید و خوشتان نمی‌آید ، من را عبادت نکنید و من نمی‌خواهم در چنین حالتی به نماز من نزدیک شوید ؛ برای این که در این حالت ، آن را ضایع می‌کنید و می‌روید ، و اصلاً نمی‌خواهم در چنین حالتی جلویم بیاید .

مقام نماز جامع ، مختص انسان

مقام نماز ، مقام ملکوت است ؛ این مقام ، مقام عرش است ؛ این مقام ، مقام خیلی عظیمی است که امیرمؤمنان(ع) دربارة آن می‌فرماید ، چنین نمازی را فقط به انسان اجازه داده‌اند . ملائکه هیچکدام نماز جامع ندارند .

امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید ، عده‌ای از ملائکه از وقتی آفریده شدند ، در حال قیامند و تا ابد هم در حال قیام می‌مانند . عده دیگری از آن‌ها از زمان آفرینشان در حال رکوعند ، و تا ابد هم در حال رکوع خواهند ماند و راه به قیام ندارند ؛ چون لیاقتش را ندارند . یک عده هم از آن‌ها دایم در حال سجودند و راه به رکوع و قیام ندارند ؛ چون شایستگی‌اش را ندارند (7) ، ولی خداوند این پیکرة کامل را در خزانه‌اش نگهداشت تا انسان را خلق کند و آن را به او بدهد . حالا یک نفر از راه برسد و نماز را ضایع کند ، آیا چنین فردی مستحقِ فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ»(8) نیست ؟ اما اگر این نماز یک نقاشی کامل ، یک نقاشی جامع و یک نقاشی زیبای «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» باشد ، خدا از چنین نمازی تعریف می‌کند ؛ چون باطن این نماز برای خدا معلوم است ؛ خداوند می‌گوید ، من به باطن و ظاهر همۀ کارهایتان آگاهم : «إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»(9) . برای خدا باطن این نماز زیباست : «قَدْأَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ . الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ . »(10) بلافاصله می‌گوید : «وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» (11) : این مؤمنان از کار بیهوده روی‌گردانند . این مؤمنان نماز حکیمانه می‌خوانند ؛ این‌ها نماز استوار می‌خوانند ؛ نمازشان لغو نیست و آمیخته با خشوع است ؛ یعنی بدن ، جان ، دل ، گوش ، پوست ، خون و استخوان ، همه در نماز هستند و دارند نقاشی می‌کنند . خشوع حالتی بسیار والا و با ارزش است که من اگر بخواهم نمازم دارای خشوع باشد ، والله با لقمة حرام امکان تحقّق خشوع وجود ندارد . چه جوری آن جا نجس بروم و بگویم من خشوع هم می‌خواهم بیاورم ؟ مگر با بدن نجس ، با گوشت نجس ، با خون نجس و با معدة نجس می‌شود خشوع آورد ؟ چنین چیزی امکان ندارد . خشوع از زیبایی‌هاست ؛ از پاکی‌هاست ؛ از مُحَسِّنات وجود است . نمی‌شود با این وصف و حال ، خشوع آورد . چه تعبیر زیبایی امیرمؤمنان(ع) دارد ! حضرت می‌فرماید : گیاه روی مذبله(12) ، چقدر می‌ارزد ؟ پایة این نماز چیست ؟ با کدام بدن ؟ ریشة این نماز چیست ؟ با کدام دل ؟ حقیقت این نماز چیست ؟ با کدام عقل ؟ اصلش که الفاظ است . آنی که از طرف خدا نازل شده ، الفاظ است . این الفاظ ، باید بیاید با قلم نیت خالص ، با روح پاک ، با بدن پاک ، با جان پاک ، با فکر پاک و با قلب پاک نقاشی بشود . همة این‌ها باید با الفاظ نماز در هم و مخلوط بشود تا یک نماز کامل به دست آید ، و الا الفاظ نماز را اگر به طاهر خوشنویس بدهد و بگوید ، آقا صدهزار تومان اضافه می‌دهم ، خیلی زیباتر از اینی که تا به حال نوشته‌ای ، بنویس . بعد هم او حمد ، ذکر رکوع و سجده را بر روی یک صفحة گلاسة رنگی بنویسد و دور آن را هم گل و بوته بکشد . بعد ما آن را پیش پروردگار ببریم و بگوییم ، ما این نماز را به درگاهت آوردیم . آیا این نماز است ؟ نمازگزار باید عمل نماز را ، نه خط نماز را و نه الفاظ نماز را ، در پیشگاه الهی ببرد . ببینید این راه رسیدن به رحمت است : « الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ»(13) ، این جا دیگر قرآن نمازگزار را نمی‌گوید ، هم نماز را می‌گوید و هم نماز‌گزار را ؛ چرا که این نماز با این نمازگزار در پاکی ، در درستی ، در حکمت و در استواری ، یکی است . آیا چنین حالتی تا به حال برای ما پیش آمده ؟

برادران جوان ! بیش‌تر به نمازتان بپردازید . برادران جوان ! در هیچ جای قرآن ، نظری که پروردگار راجع به نماز صبح دارد ، راجع به نمازهای ظهر ، عصر ، مغرب و عشاء ندارد ؛ یعنی در قرآن ، آن پانزده رکعت یک طرف است و این دو رکعت یک طرف ، و شما ببینید نماز صبح در این کشور چقدر ضایع می‌شود . پانزده رکعت یک طرف است و این دو رکعت یک طرف . تعبیری که از نماز صبح دارد این است : « وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِکَانَ مَشْهُوداً » (14). ولی راجع به نماز ظهر ، عصر ، مغرب و عشاء ، «مَشْهُوداً» نمی‌گوید . البته ، در این جا مجال توضیح معنای «وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُوداً» نیست ، و فقط می‌گویم ، جادة نماز خیلی باریک است . این چه نمازی است که دربارة نمازگزارش می‌گوید : «قَدْأَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ . » (15) «قَدْأَفْلَحَ» می‌گوید ، و نمی‌گوید «قدیفلح» و آن را به صورت مضارع نمی‌آورد ؛ نمی‌گوید ، این نماز بعداً رستگار می‌شود ؛ بلکه می‌گوید ، رستگار شده ؛ تمام شده ؛ امضا شده و مهر هم زدم که در قیامت این نماز پیش انبیا ، صِدّیقین ، شهدا و صالحین باشد ؛ تمام شده . اگر با فعل مضارع می‌آورد ، معنایش این بود که این کارها را کرده و ان شاء الله در آینده به فلاح می‌رسد . می‌گوید به فلاح رسیده . چه مقدار از نماز ؟ امام صادق(ع) می‌فرماید : کل عمرش فقط یک و دو رکعت نماز کامل کافی است .

نمازهای نمونة عصر ما

البته ، برادران جوان ! امروز دیگر ما روی منبرها نماز آخوند کاشی را از شما نمی‌خواهیم که شصت سال هم در زمستان و هم درتابستان ، در حجره‌اش و در ایوان مدرسة صدر اصفهان ، وقتی نماز می‌خواند ، در نماز از دنیا جدای جدا می‌شد ، و بعد از تمام شدن نماز ، باید می‌رفت پیراهنش را که بر اثر کثرت گریه خیس شده بود ، عوض می‌کرد ، هم در نماز ظهرش ، هم در نماز عصرش ، هم در نماز مغربش و هم در نماز عشایش . در نماز شبش در مدرسة صدر ، بعد از وتر ، وقتی به سجده رفت و با آن حالش گفت : «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ»(16) ، تمام آجرها ، دیوارها ، برگ‌ها و درخت‌های مدسه ، همۀ آن‌ها ، به دنبال آخوند داشتند می‌گفتند ، «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ . . . » ، یک نفر این تسبیح‌ها را شنید و غش کرد .

ما نماز مرحوم آیت الله العظمی بروجردی را نمی‌گوییم تا شما را به آن دعوت کنیم ؛ به نمازی که آن مرحوم در سن نود سالگی تا شب آخر عمرش ، در جماعت می‌خواند . او در تمام نمازهای واجب خود در جماعت ، رکوع و سجده را طول می‌داد و هم ذکر رکوع را : «سبحان رب العظیم و بحمده» و هم ذکر سجده را : «سبحان رب الأعلی و بحمده» هفت بار می‌گفت . بر اساس این گفتة قرآن : «وَ مَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ»(17) ، به ایشان می‌گفتند ، شما اصلا دیگر قدرت این کار را ندارید . او نگاهی می‌کرد و می‌گفت : «وَ مَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ» اصلاً در این مقام نیست . به ایشان می‌گفتند ، مأموم‌های شما ، توان چنین رکوع و سجده‌ای را ندارند . الآن پنج هزار نفر دارند به شما اقتدا می‌کنند که در میان آنان مسافران شهرستانی ، پیرمرد ، مریض ، مثل سرما‌خورده‌ها ، هست ؛ تازه افرادی هم از تهران برای حضور در نماز شما می‌آیند . اقلاً این رکوع و سجود خود را کم کنید ، ولی ایشان تا شب آخر عمرش ، در حال و مقامی نبود که بتواند این پیشنهادها را قبول بکند . پدر ، مادر ، عمو و دایی ، جوان را دَور می‌کنند و می‌گویند ، این دختری که با او روی هم ریخته‌ای ، به درد دنیا و آخرتت نمی‌خورد و با خانواده‌ات هم جور در نمی‌آید . جوان می‌گوید ، مرغ یک پا دارد . اگر این دختر را برای من گرفتید ، من زن می‌گیرم ، و اگر هم او را برای من نگرفتید ، یا من زن نمی‌گیرم یا این که خودم را می‌کشم . در عالم معنا هم ، امثال آقای بروجردی این طور شده بودند . او می‌گفت ، من وقتی رکوع می‌روم ، در محضر محبوبم می‌روم و کَیف می‌کنم . تو می‌گویی ، من حضور در چنین محضری را کم کنم که من نمی‌توانم . آن وقت گاهی که نمی‌توانست برای نماز به مسجد اعظم بیاید ، من خادم ایشان را دیده بودم ، البته ، خود ایشان را هم دیده بودم و در نماز ایشان هم بوده‌ام ، خادم ایشان می‌گفت ، اگر وقت ظهر ، کارهای آقای بروجردی این قدر شدید و متراکم بود که دیگر نمی‌رسید به مسجد اعظم برود ، وضو را که می‌گرفت ، به درون اتاقش می‌رفت ، در حالی که کلید آن اتاق هم در جیبش بود . من که می‌خواستم بروم ناهار حاضر کنم ، ایشان درب را از پشت کلید می‌کرد ، و نماز ظهر و عصر را که هشت رکعت است و می‌شود آن را در پنج دقیقه خواند ، بیش از یک ساعت ، طول می‌داد و من پشت درب اتاق ایشان معطل می‌شدم تا سلام نماز دوم آقا را بشنوم . در ضمن ، پیراهنی را هم حاضر کنم تا ایشان بتواند پیراهنش را عوض کند . از بس که اشک سیل‌وارش در نماز ، این پیراهن را خیس می‌کرد .

جوان ! چنین نمازی را نمی‌گوییم بخوان . از دست ما هم بر نمی‌آ‌ید . بر می‌آید ؟ ایشان آن وقت این نماز را نقاشی می‌کرد ، عین انبیا و ائمه ، آن را نقاشی می‌کرد . ما حالا بیاییم یک نمازی نقاشی کنیم که حداقل شاخ نداشته باشد ؛ دم نداشته باشد ؛ سم نداشته باشد ؛ لب و گونه‌اش کج نباشد . بزرگان چنین نمازی می‌خواندند . من این ماجرایی را که می‌گویم ، با چشم خودم دیده بودم . این ماجرا را دیگر کسی برایم تعریف نکرده است . البته ، من چند تا نماز دیده‌ام که هنوز در لذت آن چند تا نماز هستم . خودم چنین نمازی را نخوانده‌ام ، ولی آن را دیدم . گفت نان گندم نخوردیم ، ولی دست مردم دیدیم :

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه