بانک جامع دوازده جنبش نوظهور معنویت نما صفحه 1689

صفحه 1689

«حقیقت سرزمینی است بدون معبر، راهی به سوی آن نیست..» (تعالیم کریشنا مورتی ص 14) از این جمله به خوبی روشن است که وی اگر هم «حقیقت» را قبول داشته باشد؛ آن را مسدود می‌داند و کسی که هدفی را مسدود بداند، معلوم است که برنامه‌ای هم برای رسیدن به آن پیشنهاد نمی‌دهد؛ چرا که اساساً راه را بسته می‌بیند و رسیدن و اتصال را محال می‌داند. در این جا یک سؤال را باید از مورتی پرسید که اگر واقعاً حقیقت راهش مسدود است؛ پس خود وی در کتاب‌هایش دنبال چیست؟

سخنرانی‌ها و کارگاه‌هایی که وی برگزار می‌نمود با چه هدفی بوده است؟

اگر راه حقیقت بسته است، وی تلاش می‌کند که مخاطبین خود را به چه تشویق کند؟ آیا به غیر حقیقت؟ غیر حقیقت که گمراهی و اتلاف وقت است.

طبق این مبنا، آیا بهتر نبود وی دیگران را آزاد بگذارد، که بیشتر درگیر یک کار بی نتیجه نشوند؟ وی در جای دیگر می‌گوید:

«حقیقت سرزمین است بدون راه و بدون معبر. شما نمی‌توانید بر اساس هیچ مکتب، مسلک، سیستم و فلسفه‌ای راهی برای آن بسازید. این نظر من است و تحت هیچ شرایطی از آن دست بر نمی‌دارم.» (تعالیم کریشنا مورتی، محمد جعفر مصفا، ص 41) همه می‌دانیم که مورتی موسسات و مدارس و مراکز مختلف فرهنگی و علمی در کشورهای مختلف بنا نهاد. هر ناظر بی‌طرفی حق دارد یک سؤال را از مورتی بپرسد که نظام تعلیم و تربیتی که وی در موسسات خود اجرا می‌کرد، طبق کدام مبنا و ایده شکل گرفته است؟

اگر هیچ سیستم و فلسفه‌ای نمی‌تواند انسان را به سعادت برساند؛ پس مورتی چرا خود مراکزی را بنا نهاد و تعدادی را تحت پوشش این مراکز قرار داد؟ بالاتر این که اگر هیچ فلسفه‌ای نمی‌تواند راهبر به حقیقت باشد؛ باور‌ها و نظام فکری که مورتی آن را تبلیغ می‌کند؛ به چه دلیل شامل همین حکم نمی‌شود؟ چرا باید نظام معرفتی کریشنا مورتی از دیگر مکتب‌ها و آیین‌ها استثنا شود؟

کریشنا مورتی می‌گوید:

«متوجه باشید که هیچ نوع فلسفه و الهیات و بحث درباره تصورات و مفاهیم ماوراء الطبیعه را تجویز نمی‌کنم. به نظر من همه ایدئولوژی‌ها کاملاً احمقانه است.»

(رهایی از دانستگی، ترجمه مرسده لسانی، ص 43) مناسب است اندیشه‌های مورتی را از زبان علامه جعفری چنین به ترازوی سنجش بریم. مرحوم علامه استاد محمد تقی جعفری در کتابی که با عنوان «کریشنا مورتی و سفسطه‌هایش» نگاشته است، جملات بالا را چنین ابطال کرده‌اند:

«نخستین مسأله‌ای که متوجه نویسنده است اینست که اگر اثار قلمی شما بر هیچ مبنا و اصل و قانونی مستند نیست، چه طور واجب می‌دانید که مردم این آثار گسیخته و پاشیده را مورد مطالعه قرار دهند و ابعاد زندگی خود را بر اساس آن تنظیم نمایند؟ اگر هم آثار قلمی شما بر پایه اصول و قوانین خاصی استوار است، پس خود یک دستگاه ایدئولوژی است.»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه