بر کرانه غدیر صفحه 1202

صفحه 1202

آن مرد فقیر دستهای خود را به سوی آسمان بلند کرد و گفت:

خداوندا!

شاهد باش که امروز من در مسجد پیامبر تو محمد صلی الله علیه و آله و سلم از مردم چیزی خواستم و کسی به من توجهی نکرد. در این هنگام علی علیه السلام نماز می خواند و در حال رکوع بود و با آخرین انگشت دست راست خویش که انگشتری گرانبها در آن بود، به سوی آن مرد اشاره فرمود و او هم به نزدیک علی آمد و انگشتر را از انگشت او بیرون آورد و رسول اکرم شاهد این منظره بود. در این هنگام پیامبر، چشم خود را به سوی آسمان گشود و

عرض کرد:

«خداوندا برادرم موسی از تو درخواست کرد و گفت:

پروردگارا!

سینه ام را گشاده فرما و کار مرا برایم آسان گردان. گره از زبانم بگشا تا سخنم را بفهمند و برای من برادرم هارون را که از خاندان من است وزیرم گردان. پشت مرا به او محکم سازد و او در کار من شریک گردان.

خدایا تو در جواب موسی حاجتش را برآورده ساختی،

بار خدایا!

سینه مرا نیز گشاده فرما، کارم را آسانی بخش و پشتیبانی از افراد خانواده من برای من انتخاب فرما.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه