بر کرانه غدیر صفحه 636

صفحه 636

(دلم راضی نمی شود که بگویم اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله معصیت کردند و بر خلاف گفته او رفتند و نص ّ (غدیر) را زیر پا گذاشتند).

نقیب در جواب گفت:

(دل من نیز راضی نمی شود که بگویم پیامبر صلی الله علیه و آله اهمال کار بود و امت را همین گونه رها و ول کرد و رفت و مسلمانان را بی سرپرست و هر که، هر که گذاشت. با اینکه او

هرگاه از مدینه بیرون میرفت، برای مدینه امیری معین می کرد و این در حالی بود که هنوز خود زنده بود و از مدینه نیز چندان دور نمیشد.

پس چگونه ممکن است برای پس از مرگش کسی را امیر مسلمانان قرار ندهد پس از مرگ، که دیگر نمیتواند هیچ حادثه ای را تدارک کند) … (4)

نیز انسان را به یاد این سخن فرزند خلیفه دوم، عبدالله بن عمر، میاندازد که به پدر خود گفت:

مردم می گویند تو نمیخواهی کسی را جانشین خود قرار دهی! اگر تو ساربانی، یا چوپانی میداشتی و او نزد تو میآمد و شتران یا گوسفندان تو را همین گونه رها می کرد، تو می گفتی این چوپان مقصر است در حالی که اداره و سرپرستی مردم از چراندن گوسفندان و شتران مهمتر است. ای پدر!

چون به نزد خدای عزوّجل رسی، چه پاسخ دهی در صورتی که کسی را برای سرپرستی بندگان او به جای خویش تعیین نکرده باشی؟!. (5)

و همین گونه این سخن عایشه.

عایشه به عبدالله بن عمر گفت:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه