دفتر عقل و قلب صفحه 177

صفحه 177

1- 1 . مجله «نامه فرهنگ» ش .

2- 2 . «شرح منظومه» چاپ ناصری، ص 7.

3- 3 . «اسفار» ج 1، ص 20.

4- 4 . «شرح فصوص الحکم» قیصری، ص 61 .

5- 5 . «تعلیقات علی شرح فصوص الحکم» ص 55.

ظاهر تعریفات قبلی تأکید بر علم حصولی بود ولی امام بر علم حضوری تأکید دارد و قبلاً گفتیم که شناخت حقیقت وجود _ که کار اصلی فلسفه است _ تنها با علم حضوری نه حصولی امکان دارد. ثالثا حضرت امام به جای «عالَم خارج» و «حقایق موجودات» و «حقایق اشیاء» شئون ذاتی و تجلیات اسماء و افعال خدا را قرار داد، یعنی هدف اصلی فلسفه شناخت توحید ذاتی و صفاتی و افعالی است و تمام مباحث فلسفه باید گرد همین محور توحید بگردد. بنابراین فلسفه ای که سرانجام آن خداشناسی نباشد و انسان را موحّد واقعی نگرداند فلسفه نخواهد بود، و برخی از فلسفه های الحادی که اکنون در غرب وجود دارد به نظر امام اصلاً آن ها فلسفه و حکمت نیستند هر چند نام خود را فلسفه گذارده باشند.

موضوع فلسفه

یونانیان باستان و فلاسفه قدیم تا زمان سقراط «وجود» را موضوع بحث فلسفه می دانند، و در کتاب ها و کلمات آنان همیشه «وجودشناسی» محور اصلی بحث می باشد. ولی ارسطو موضوع فلسفه را «موجود» قرار داد و پیروان او نیز از او تبعیت نمودند.

اگر موضوع فلسفه «وجود» باشد در این صورت بحث از ماهیت نباید در فلسفه مطرح گردد، اما اگر «موجود» را موضوع آن قرار دهیم در این صورت محور اصلی مباحث فلسفه بحث های ماهوی خواهند بود. همچنان که «وجود» اشاره به اصاله الوجود دارد و موجود به اصاله الماهیه. در کتاب هایی از قبیل «اسفار» و «شرح منظومه» و «بدایه الحکمه» و «نهایه الحکمه» موجود را موضوع فلسفه قرار داده اند نه وجود را. داوری بین این دو نظر و نقض و ابرام آن احتیاج به مقاله ای جداگانه دارد.

حضرت امام خمینی رحمه الله خواسته است بین این دو نظر جمع کرده و اختلاف را حلّ نماید به این جهت فرموده است: «... و اما بحسب حاق الواقع فالموجود و الوجود شیی ء واحد لا اختلاف بینهما اصلاً»(1) یعنی در واقع بین موجود و وجود هیچ تفاوتی نبوده و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه