- مقدمه کنگره 1
- پیشگفتار «مردی از قم» 4
- باریک تر از مو 6
- اشاره 6
- تعریف عرفان 7
- شناخت حق متعال 8
- اسمای الهی 11
- اشاره 18
- اسم اعظم 18
- 1. اسم ذات 19
- 2. حقیقت اسم اعظم 20
- 3. رابطه اسم اعظم با اسم متأثر 25
- 4. ادعیه اسم اعظم 26
- 5. حاملان اسم اعظم 29
- 6 . امکان تعلیم اسم اعظم 32
- 7. خواص و آثار اسم اعظم 34
- 8 . خفای اسم اعظم 35
- 9. تفاضل بین اسمای الهی 36
- 10. تعداد اسم اعظم 38
- حجاب های نورانی و ظلمانی 40
- اشاره 40
- بخش اول: کلیات 41
- مقدمه 41
- فصل اول: تعداد حجاب ها 42
- اصل دوم: اقسام و انواع حجاب ها 46
- بخش دوم: حجاب های ظلمانی 46
- مقدمه 46
- اصل اول: حجاب علم 47
- فصل دوم: حجاب تقیّدات 50
- مقدمه 58
- بخش سوم: حجاب های نورانی 58
- فصل اول: تیمّن به ذکر چند حدیث 60
- فصل دوم: بیان برخی از حجاب های نورانی 63
- فصل سوم: محجوبان 67
- فصل چهارم: کشف حجاب 67
- انسان کامل از دیدگاه امام خمینی رحمه الله 70
- مقصود از انسان 71
- ولایت مطلقه 75
- خلافت ظاهری و باطنی 80
- نشانه ها و اوصاف انسان کامل از دیدگاه امام خمینی رحمه الله 80
- 1 . انسان کامل مخاطب کلام خدا در مرتبه واحدیت 80
- 2 . معجزه 81
- 3 . اسم اعظم 83
- 4 . چهارمین نشانه انسان کامل ندانستن حدّ یقف اوست 85
- 5 . مقام عبودیت 86
- 6 . عقل کل و روح کل 87
- 7 . مقام تدلّی 88
- 8 . مقام قاب قوسین 88
- 10 . ظهور و تجلی حق متعال در انسان کامل 89
- 9 . مقام «اوادنی» یا قلب وسیع 89
- اشاره 92
- باز هم انسان کامل 92
- تعریف انسان کامل 95
- ضرورت وجود انسان کامل 96
- نقش انسان کامل در نظام هستی 100
- ادب دعا 106
- مقدمه 116
- تأویل قرآن از دیدگاه امام خمینی رحمه الله 116
- ضرورت تأویل 116
- تفاوت تفسیر و تأویل 119
- کلام خدا و کتاب خدا 127
- معنای کلام 127
- مقدمه 127
- اشاره 127
- معنای کتاب 130
- معنای کلمه خدا 132
- تفاوت کلام و کتاب 133
- اقسام کلام 134
- مخاطب کلام الهی 135
- اعجاز یا تحدی قرآن 139
- اشاره 139
- اعجاز قرآن از منظر امام خمینی 139
- وجه اعجاز قرآن 141
- آیات اعجاز قرآن در چیست؟ 141
- وجوه اعجاز قرآن 144
- بالاترین و بزرگترین وجه اعجاز قرآن 148
- جامعیت قرآن از معجزات آن است. 150
- مقدمه 154
- نیم نگاهی به استادان و آثار عرفانی امام خمینی رحمه الله 154
- مشایخ عرفانی حضرت امام خمینی رحمه الله 155
- آثار عرفانی امام خمینی رحمه الله 158
- آراء فلسفی امام خمینی رحمه الله 166
- اشاره 166
- راه شناخت حقایق اشیاء 170
- اهتمام به فلسفه اشراق 174
- تعریف فلسفه 176
- موضوع فلسفه 177
- تعریف وجود 178
- خیر بودن وجود 179
- بحث جعل و اصاله الوجود 180
- اشتراک معنوی و تشکیک مراتب وجود 184
- حقایق متباینه 186
- وجود رابط 188
- ثابت و حال 189
- امتناع اعاده معدوم 191
- صرف الشی ء لا یتثنی و لایتکرر 192
- امکان ماهوی و امکان وجودی 193
- حدوث اسمی 193
- کلی طبیعی 195
- حرکت جوهری و تجدد امثال 196
- علم 201
- اراده 202
- تفسیر کراهت 204
- شمول اراده خدا 206
- شرور 207
- عنایه الهیه 208
- بسیط الحقیقه کل الاشیاء 209
- معرفت نفس 210
- تکامل برزخی 211
- زیارت قبور 211
- احیای میراث فلسفی امام خمینی رحمه الله 214
- اندیشه های اخلاقی _ عرفانی امام خمینی رحمه الله 232
- تعریف اخلاق 232
- موضوع اخلاق 234
- قصه اِبسال و سلامان 236
- حدیث اول از چهل حدیث امام 236
- شطح 238
- تفاوت بین علم و معرفت 239
- تفاوت های بین علم و عرفان از نظر امام 241
- تفاوت بین عالم و مهذّب 245
- آشنایی با آثار اخلاقی حضرت امام 245
- جهاد اکبر 245
- رابطه بین علم و تهذیب 246
- توجه به آداب ظاهری دعاها 249
- زدودن اختلاف بین علما 249
- بهشت و جهنم از دیدگاه امام 249
- بهشت و جهنم اخلاق 250
- نکاتی اخلاقی از کتاب چهل حدیث 252
- نشانه های اخلاص از دیدگاه امام 253
- نکاتی عرفانی 254
- معنای قرب به خدا 255
- چند نمونه از فضایل و رذایل از دیدگاه امام 256
- اشاره 259
- نگرش امام خمینی رحمه الله به چهار کتاب حدیثی 259
- مبنای استواری کتب حدیث 259
- الف) صحیفه سجادیّه 261
- برخی کتب حدیث در نگاه امام رحمه الله 261
- و اما اعتبار کتاب «صحیفه سجّادیه» 261
- ب) مصباح الشریعه 265
- ج) کتاب من لایحضره الفقیه 266
- د) بحارالأنوار 268
- معرفی اجمالی کتاب «المکاسب المحرمه»، ج 1 269
- احادیث فقهی در غیر کتاب های حدیثی 275
- آشنایی با کتاب «مناهج الوصول الی علم الاصول» 277
- فهرست منابع 281
برخی چون خواجه نصیر بر این باورند که باید از اول به آخر حرکت نمود. و بزرگانی چون فیض کاشانی از آخر به اول را توصیه می کنند و هر کدام استدلال هایی را ذکر می کنند. حضرت امام در آثارشان هر دو را ذکر کرده اند؛ به این معنی که برای برخی، راه اول و برای برخی شیوه دوم را تجویز کرده اند.
ابن سینا می گوید: این قصه ها کنایه از نفس، عقل و روح آدمی بوده و نیازمند تعبیر است:
«ابسال» اشاره به عقل و «سلامان» اشاره به نفس است و کوچک تربودن ابسال به این دلیل است که ابتدا شهوت و هواهای نفسانی در انسان رشد می کند، سپس به آرامی عقل ریشه می دواند. پس این دو برادر همزاد نیستند؛ بلکه یکی بزرگ تر از دیگری است.
«سلامان» برادر «ابسال» است؛ به این معنی که نفس و عقل هر دو در یک بدنند و به منزله دو برادرند.
منظور از «زن» گرایش نفس به طبیعت است و این همان مطلب ابن عربی است که می فرماید: «لا تجعل طبیعتک حاکمه علی عقلک».
«همسر سلامان» به معنی طبیعتی است که در نفس وجود دارد.
نفس همیشه می خواهد عشق بازی کند و عقل را در اختیار گیرد. عقل هم تلاش می کند تا خود را از سیطره او برهاند، تا آن جا که به جنگ با نفس تن می دهد. این جنگ زمانی به پیروزی می انجامد که عقل تمام نیروهای خود را از دست داده باشد.
وقتی همه جنود عقل و جهل با هم مبارزه کنند و جنود عقل به شهادت برسند و از بین بروند، عقل تنها می ماند و به درجه «فناء» می رسد و این همان پیروزی است.
عقل زمانی پیروز است که دل بستگی به کتاب، زن، فرزند و ... که همه، وسایل رسیدن به کمال هستند، را از خود دور کند و این جنود عقل کشته شوند.
حضرت امام در این باره مثالی می زنند؛ به شخصی که در حال مرگ بود گفتند: بگو «لا اله الاّ اللّه»، او لب خود را گاز می گرفت، وقتی به هوش آمد و از مرگ نجات یافت از او پرسیدند که چرا چنین کردی؟ گفت: شیطان آتشی فراهم کرده بود و به من