دفتر عقل و قلب صفحه 276

صفحه 276

1- 1 . «المکاسب المحرّمه» ج 1، ص 22.

2- 2 . همان جا.

ننموده است؛ یعنی سند صحیح دارد که تمام آنچه نقل کرده است، در آن اصول، موجود بوده است و این احتمال دوم، اقرب و قوی تر از احتمال اوّل است.(1)

بنابراین، روایات کتاب «المقنع» به نظر حضرت امام رحمه الله قابل استدلال فقهی نیست و از نظر اعتبار، مثل مُرسَل های «من لایحضره الفقیه» نبوده، اعتبار آن ها کمتر است.

احادیث کتاب «مستطرفات السرائر» نیز همین سرنوشت را دارد؛ زیرا به نظر حضرت امام رحمه الله ، گرچه ابن ادریس، این روایات را از «أصول أربعمأه» (مثل کتاب بَزَنطی و ابن بُکیر) گرفته است؛ ولی «أصول أربعمأه»، در زمان مشایخ سه گانه (که کتب اربعه را می نوشتند)، معروف بودند و آنان، سند خود را به صاحبان اصول، ذکر کرده اند؛ ولی ابن ادریس، چون سند خود را به آن اصول، ذکر ننموده و احتمال دارد ایشان با اجتهاد و حدس خود به دست آورده باشد که این اصول از همان مؤلفان است، لذا این احادیث او قابل اعتماد نیستند؛ به خلاف مرحوم صدوق و امثال او که اصلاً اهل اجتهاد کردن و حدس نبودند و تنها به خبر حسّی اعتماد می نمودند. به همین جهت، مرسلات مرحوم صدوق، قابل اعتماد است، به خلاف مرسِلات مرحوم ابن ادریس.(2)

شبیه همین کلام را حضرت امام رحمه الله درباره کتاب «الاختصاص» شیخ مفید نیز فرموده و معتقد است که مرسلات شیخ مفید، مثل مرسلات شیخ صدوق، قابل اعتماد نیست؛ زیرا مرحوم مفید، اهل اجتهاد بوده و به وجوه ظنّی و حدسی نیز اعتماد می کرده است، برخلاف مرحوم صدوق.(3)

آنچه ذکر شد، دیدگاه حضرت امام رحمه الله به نسبت برخی از مهم ترین کتاب های حدیثی بود و شاید موارد دیگری نیز یافت شود که حضرت امام رحمه الله ، دیدگاه خود را درباره کتاب های روایی بیان کرده باشند که ما به آن، دست نیافته باشیم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه