دفتر عقل و قلب صفحه 29

صفحه 29

1- 1 . «المصباح» ص 480.

2- 2 . «منازل السائرین» با شرح کاشانی، ص 73.

3- 3 . «مجمع البیان» ج 2، ص 696؛ «التفسیر الکبیر» ج 1، ص 115؛ «المنار» ج 1، ص 73؛ «تفسیر نمونه» ج 2، ص 263.

4- 4 . «لوامع البینات» ص 94.

5- 5 . «بحار الانوار» طبع بیروت، ج 90، ص 225 و ج 78، ص 371.

6- 6 . «مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه» ص 17.

7- 7 . «علم الیقین» فیض، ج 1، ص 57.

بسم الله الرحمن الرحیم از انسان به شرط عبودیت همانند کلمه «کن» از خدای متعال است(1). یعنی بسم الله از چنین شخصی همانند کن ایجادی قدرت بر انجام هر چیزی را پدید می آورد و حقیقت اسم اعظم نیز همین است.

5. حاملان اسم اعظم

اسم اعظم دو اعتبار دارد: گاهی مقصود از این اسم مقام جمعی است که واجد همه کمالات و خواص همه اسماء است، و گاهی خود انسان کاملی که به مقام فناء فی الله رسیده اسم اعظم نامیده می شود(2). استعمال هر کدام از این دو به جای دیگری اشکال ندارد. بنابراین به یک اعتبار می توان گفت «حاملان اسم اعظم» و به اعتبار دیگر کسانی که خود «اسم اعظم» خدای متعال می باشند. به هر حال از آیات شریفه و روایات معلوم می شود که برخی از افراد به چنان مقام و لیاقت و استعددی رسیده بودند که دارای اسم اعظم بوده اند.

1. حضرت آدم علیه السلام بیست و پنج حرف از 73 حرف اسم اعظم را می دانسته است(3).

2. حضرت نوح علیه السلام پنج حرف آن را می دانسته است(4).

3. حضرت ابراهیم علیه السلام هشت حرف از آن را فرا گرفته بود(5)، احتمال دارد مقصود از روایاتی که این را بیان کرده است آن باشد که حضرت ابراهیم علیه السلام علاوه بر 25 حرفی که حضرت آدم می دانست هشت حرف دیگر نیز می دانسته است، وگرنه بعید است که گفته شود حضرت آدم علیه السلام بیش از سه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه