- مقدمه 4
- انگیزه نگارش کتاب الغدیر 11
- بحث ولایت در الغدیر 13
- بحثهائی از جلد اول الغدیر 18
- داستان غدیر 20
- بررسی دلالت حدیث غدیر 25
- بحثهائی از جلد دوم الغدیر 28
- شعر در دنیای اسلام 30
- غدیریه امیر المؤمنین علیه السلام 31
- آیه انذار 38
- لقب صدیق و فاروق 40
- بحثهائی از جلد سوم الغدیر 42
- غدیریه های قرن سوم و چهارم 44
- فضائل اهل بیت ( ع ) در اشعار برخی از بزرگان مسیحیت 45
- تاریخ نگاری و اسلام شناسی مستشرقین ! 46
- نخستین مسلمان کیست ؟ 47
- بحثهائی از جلد چهارم الغدیر 56
- غدیریه های قرن چهارم و پنجم و ششم 58
- غدیریه ابن عودی 62
- بحثهائی از جلد پنجم الغدیر 64
- غدیریه های قرن ششم و هفتم 66
- بررسی مناقب و فضائل اهل بیت 68
- حدیث رد الشمس 69
- جعل احادیث در خصوص خلافت 71
- حدیث سازی 73
- جعل اکاذیب در مدح شافعی 76
- قسمت اول 82
- بحثهائی از جلد ششم الغدیر 82
- قسمت دوم 90
- بحثهائی از جلد هفتم الغدیر 94
- غدیریه های قرن نهم 96
- قسمت اول 96
- قسمت دوم 101
- قسمت سوم 107
- بحثهائی از جلد هشتم الغدیر 110
- مناقب جعلی خلفاء 112
- قضاوتها و بدعتهای عثمان 113
- سیاست مالی عثمان 116
- دارائیهای خلیفه و نزدیکان 119
- بحثهائی از جلد نهم الغدیر 122
- تبعید ابوذر 124
- حاکمیت ستم 124
- بحثهائی از جلد دهم الغدیر 132
- عبد الله بن عمر 134
- معاویه 135
- بحثهائی از جلد یازدهم الغدیر 138
- قتل عامهای معاویه 140
- صلح امام حسن ( ع ) 141
- وفای معاویه 142
- سخنی درباره ترجمه های فارسی الغدیر 146
وتوفیت غصصا وبعد وفاتها * قتل الحسین وذبحت اولادها . . . - پیامبر ( ص ) در آخرین حج خود - در روز غدیر - ولایت را به علی ( ع ) واگذار
نمود ، و تمامی مردم شاهد این واقعه بودند . - روز غدیر - با برکتها پایان ناپذیرش - از علی ( ع ) ( و ولایت او ) برتری یافته ، - گروهی ( در روز غدیر به ظاهر ) وصیت پیامبر ( ص ) را قبول نمودند ولی در سینه کینه هائی که نسبت به اهل بیت پیامبر داشتند مخفی کردند . - ( عاقبت ) در آن روزی که پیامبر فوت شد گماشتگان آن گروه کینه های خود را با ظلم و ستم ( به آل پیامبر ) آشکار ساختند . - آنها کوردلانه و از روی گمراهی خلافت الهی و خلافت ولی او را نپذیرفتند . - گرد هم آمدند و حق فاطمه را از وی گرفتند و زندگی او را با اندوه در آمیختند . - فاطمه با غصه از دنیا رفت ، و بعد از وفات او بود که حسین را کشتند و فرزندانش را سر بریدند . آغاز انحراف ساعاتی بیش نبود که از رحلت پیامبر اکرم ( ص ) می گذشت . مردم دو دل بودند ، آیا بگیرند یا منتظر آینده باشند ؟ ! ارعاب نو بنیاد حاکم بر مدینه ، جرأت هر گونه اعتنا به جنازه پاک پیامبر را از بین برده بود . عثمان فریاد می زد : " اگر کسی اظهار کند که پیامبر مرده ، زبانش را خواهیم برید " . ( 1 ) عمر نیز می گفت : " عده ای منافق گمان می کنند پیامبر مرده است ، ( 2 ) من سر از تن کسی که این حرف را بزند جدا
خواهم کرد " . ( 3 ) صحابه با وفا ! به حرکت در آمده . آنان بدن کفن پوش پیامبر را - به حال خود - رها کرده ( 4 ) و در کوچه ها همصدا به شیوخ خود فریاد می زدند : " پیامبر نمرده است و ( 1 ) العثمانیه ( تألیف جاحظ ) ص 79 . همچنین مراجعه شود به انساب الاشراف ج 1 / 567 .
( 2 ) انساب الاشراف ج 1 / 565 ، تاریخ ابن خلدون ج 2 / قسمت دوم / 63 ، تاریخ الخمیس ج 2 / 185 .
( 3 ) تاریخ طبری ج 3 / 198 ، البدایه والنهایه ج 5 / 242 ، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 1 / 128 ط قدیم [ = ج 2 / 40 ط جدید ] ، تاریخ ابی الفدا ج 1 / 156 ، روضه المناظر ج 11 / 112 ، شرح المواهب اللدنیه ج 8 / 280 ، الریاض النضره ج 1 / 125 ، 126 .
( 4 ) طبقات ابن سعد ج 2 / قسمت دوم / 76 ، العقد الفرید 2 / 253 ، الریاض النضره ج 1 / 213 .