شناخت از دیدگاه فطرت صفحه 40

صفحه 40

از بحث‌هاي گذشته تا اين‌جا چند نتيجه‌گيري كرديم كه پايه بخش دوم از بحث ما است:

1- فهميديم كه انسان موجودي است داراي ذهن و ذهن او با عالَم عين رابطه‌اي برقرار مي‌كند كه آن را علم و آگاهي و معرفت و شناخت مي‌ناميم. و اين‌كه حتي ذهن اين رابطه را ميان خودش و خودش و تصوراتي كه در ذهن هست برقرار مي‌كند. ذهن، خودش را هم مي‌شناسد؛

2- فهميديم كه بخشي از اين رابطه از طريق و مجراي حواس ظاهري و اندام‌هايي كه در اين رابطه كمك مي‌كنند برقرار مي‌شود؛ حواسي مثل چشم، گوش، بيني، دهان و پوست بدن )لامسه(؛

3- فهميديم كه در اين رابطه حسي دو نوع كار صورت مي‌گيرد:

الف( يك كار فيزيكي؛ يعني تصوير يا اثري كه از عين روي اعصاب و اندام حسي مي‌آيد و از مجراي سلسله و شبكه اعصاب، از مراكز حسي عبور مي‌كند تا به مراكز اصلي در مغز مي‌رسد )مركز ديدن، مركز بينايي، مركز شنوايي(. اين يك عمل فيزيكي است.

ب( يك كاري فوق اين كار فيزيكي: ادراك اين تصوير و اثر حسي و تفسير آن.

ادراك مادي نيست

آن‌چه امروز به عنوان تكميل و يادآوري در اين خلاصه‌گيري مي‌گويم اين است كه اين ادراك، اين تفسير، اين دريافت تصوير و اثر حسي، واقعيتي است وراي اين رابطه‌هاي فيزيكي كه ما مي‌شناسيم؛ براي اين‌كه از اين طريق انسان چيزهايي را درك مي‌كند و مي‌يابد كه نمي‌توانند از اين مجاري فيزيكي به دست بيايند. شما الان اين‌جا نشسته‌ايد، با چشمتان كه به اندازه 6 - 5 سانتي‌متر مكعب يا 10 سانتي‌متر مكعب است، اين سالن به اين بزرگي را ادراك مي‌كنيد. روشن است كه تصوير فيزيكي كه از اين سالن در چشم شما مي‌افتد خيلي ريز و كوچك است. اين سالن خيلي بزرگ‌تر از خودتان است چه رسد به چشمتان يا آن تصويري كه در چشم به وجود مي‌آيد و از آن‌جا به مغز منتقل مي‌شود. اين تصوير از مغزتان هم بزرگ‌تر است؛ از كل شبكه اعصابتان هم بزرگ‌تر است. شما بزرگي اين سالن و سالن به اين بزرگي را چگونه مي‌فهميد و مي‌يابيد؟ اين جهان و اين آسمان و زمين را كه ميليون‌ها برابر هيكل شما است - چه رسد به چشمتان و مغزتان - چگونه درك مي‌كنيد؟ درك كردن اين حجم بزرگ، )بزرگ‌تر از خود آدم( ديگر نمي‌تواند مربوط به آن تصوير باشد؛ چه تصوري كه در چشم است، چه تصويري كه در فضاست، و چه تصويري كه در سلسله اعصاب مركز بينايي مغز، يا هر جاي ديگري وجود دارد. ما اگر از نظر مادي و فيزيكي تمام مسير اين تصوير را هم دنبال بكنيم و به آخرين جا برسيم، و تمام مسير را با جزئياتش كشف كنيم، به هرحال مي‌دانيم هيچ جاي آن از نظر حجم به ا ندازه سالن و جهان و كره زمين نيست. پس، آن جايي كه انسان اين حجم عظيم را مي‌يابد و مي‌شناسد و مي‌فهمد، وراي اين‌هاست. بنابراين، ادراك حسي يعني فهم و تفسير آن تصوير يا اثر حسي كه مي‌دانيم وراي اين كار فيزيكي است كه روي اندام‌هاي حسي صورت مي‌گيرد.

ادراكات بديهي و نظري

4- فهميديم كه ما از راه تجزيه و تحليل و تركيب و جمع بنديِ اين آگاهي‌هاي به دست آمده از راه حس و آگاهي‌هاي مشابه ديگر، مي‌توانيم آگاهي‌هاي جديدي به دست آوريم و استنتاج كنيم. آن چيزي كه در اين استنتاج به كار مي‌افتد انديشه ماست. نقش انديشه در ادراك و در برقرار كردن رابطه‌هاي ادراكي و شناختي ميان ذهن و عين را نيز فهميديم. به اين ترتيب از اين خلاصه كردن استفاده مي‌كنم و شما را با دو اصطلاحي كه قبلاً مي‌دانستيد آشنا مي‌كنم: ادراكات بديهي، و ادراكات نظري. بديهي يعني ادراكات اوليه، كه انسان براي به دست آوردن آن مجبور نيست تجزيه و تحليل و تركيب بكند و فكرش را به كار بيندازد، بلكه راحت به دست مي‌آيند. نظري نيز يعني ادراكاتي كه با نظر و دقت و تأمل و تحليل و تركيب و جمع‌بندي و استنتاج به دست مي‌آيد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه