- مقدمه 1
- اشاره 3
- اشاره 4
- 1- 1. فلسفه 4
- 1- 2. سرّ 4
- یک. تعریف واژه ها و اصطلاحات 4
- دو. ضرورت و فواید بحث فلسفه و اسرار 5
- 3- 1. قرآن مجید 5
- 1- 3. علّت تامّه 5
- سه. منابع، روش و منطق پرداختن به فلسفه و اسرار 5
- اشاره 5
- 3- 3. عقل 6
- تفاوت عرصه «استنباط» و «فلسفه و اسرار» 6
- 3- 2. سنت و روایات اهل بیت (علیهم السلام) 6
- چهار. روش قرآن در بیان فلسفه و اسرار 6
- پنج. اهل بیت (علیهم السلام) و بیان فلسفه و اسرار 7
- شش. روش بزرگان مذهب در پرداختن به اسرار احکام 8
- اشاره 8
- 1. میرزا جواد تبریزی (ره) 9
- 2. علامه سید ابوالحسن رفیعی قزوینی 11
- اشاره 14
- الف: خطوط اصلی طرح حج (کعبه محور اعمال) 14
- ب. مشخصه های دیگر مناسک حج 18
- اشاره 22
- اشاره 60
- اشاره 89
- اسرار شهر مکه 139
- اشاره 139
- اشاره 179
- اشاره 227
نمونه های بیان اسرار در آیات قرآن فراوان است؛ مانند اینکه پس از نهی از ممانعت زنان مطلقه از ازدواج می فرماید: ذلِکُمْ أَزْکی لَکُمْ وَ أَطْهَرُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ(1) در مورد نهی از همخوابگی زنان در زمان حیض می فرماید: وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذیً فَاعْتَزِلُوا
النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ.(2) درباره ضرورت ثبت دیون و مطالبات نیز می فرماید: ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَهِ وَ أَدْنی أَلَّا تَرْتابُوا(3) درباره وجوب روزه داری می فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ(4) در زمینه حج می فرماید: یَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِی أَیَّامٍ مَعْلُوماتٌ(5) و در مورد اقامه نماز فرموده است: وَ أَقِمِ الصَّلاهَ إِنَّ الصَّلاهَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ (6)و … این تنها نمونه ای از آیات قرآن در این زمینه است.
پنج. اهل بیت (علیهم السلام) و بیان فلسفه و اسرار
موارد فراوانی در روایات اهل بیت (علیهم السلام) مشاهده می گردد که به بیان فلسفه و اسرار احکام پرداخته اند. به همین دلیل در «اصول اربعماه» چندین اصل در همین موضوع تالیف شده که نمایانگر غنای احادیث در این زمینه و جایگاه بلند موضوع در محضر اهل بیت (علیهم السلام) است؛ از جمله:
1. کتاب علل، از احمد بن محمد بن الحسین بن الحسن بن دول القمی؛(7)
2. کتاب علل، از احمد بن عمار؛(8)
3. کتاب علل؛ از علی بن الحسین بن علی بن فضال.(9)