کتاب علم صفحه 106

صفحه 106

این است عاقبت عالم بی عملی که دیگران را به سبب علم او به سعادت می رسند؛ امّا خود او ازعلمش بی نصیب مانده و بدبخت می شود.

نتیجه ای که از بحث ضرورت «استعمال علم» حاصل می شود، این است که انسان نباید دلش را به دانستن یک سری معلومات صحیح خوش کند. آشنایی با علوم و معارف اهل بیت (علیهِم السَّلامُ) - چه اعتقادات، چه اخلاق و چه احکام فقهی - بسیار خوب و ضروری است، امّا این ها همه وظیفه ی انسان را سنگین و سنگین تر می کند. چه بسا کسی در علم خداشناسی تخصص پیدا کند و بتواند همه ی آیات توحیدی قرآن و خطبه های توحیدی نهج البلاغه را بفهمد و تدریس کند. یا در موضوع عدل الهی و توضیح و تفسیر صحیح مشیت و اراده و قضا و قدر و بداء خیلی خوب بحث کند و ظرایف و دقایق احادیث اهل بیت (علیهِم السَّلامُ) را دریابد و بیان کند. این ها همه خوب است و حاصل شدنش به طور صحیح و کم خطا، بسیار سخت؛ امّا به مراتب سخت تر از دانستن این مطالب، عمل به این تعالیم الهی است.

خشیت از خدا؛ نشانه ی علم واقعی

اگر دانستن معارف توحیدی انسان را به خشیت از خدا نبیندازد و اگر اعتقاد به عدل و بداء خداوند در انسان ایجاد خوف از او نکند، آن علوم، ذره اینفع برای شخص ندارد و او را از حسرت و ندامت در روز قیامت خلاص نمی سازد.

مگر رأس علم، معرفت خداوند نیست و مگر نفرموده اند که «أعلَمُکُم بِاللهِ أخوفَکُمُ للهِ»(1)؟ یعنی عارف ترین شما به خدا، خائف ترین شما از اوست. پس باید بدانیم که اگر در بیان بحث توحید، علامه ی دهر باشیم، امّا چنان که شایسته ی مقام رب است، خوف از او نداشته باشیم، در نگاه دین و اولیای دین خداشناس نیستیم، بلکه از حقیقت نور علم بی بهره ایم. چه لطیف است بیان رب العالمین در کتاب قویمش، قرآن کریم: .


1- بحارالأنوار/67/344.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه