کتاب علم صفحه 17

صفحه 17

می شود» و مقصود این است که نور علم به خودش آشکار و عیان و ظاهر به ذاتش است. این دو جمله ی به ظاهر متناقض، دو معنای کاملاً مختلف دارند که با هم قابل جمع هستند و لذا تعارضی میان آن ها نیست.

رکن پنجم: عالم (واجد نور علم)

ارکان چهار گانه ای که بیان شد در هر پدیده ی عالم شدن وجود ندارند. امّا در بعضی موارد رکن دیگری هم در کار هست که اکنون به توضیح آن می پردازیم. این رکن پنجم را هم «عالم» می نامیم، امّا معنای آن با آن چه در رکن اول گفتیم متفاوت است. مقصود از «عالم» به عنوان رکن اول، کسی است که بالفعل کشفی نسبت به معلوم یا معلومات خاصّی دارد. در همان حال که مکشوفی دارد، عالم نامیده می شود، لذا از او به «مکشوفٌ له» تعبیر کردیم. در واقع به اعتبار معلوم و مکشوفی که بالفعل دارد، عالم خوانده می شود. امّا گاهی ممکن است کسی را «عالم» بخوانیم نه به اعتبار کشف خاصّی که از معلوم خاصّی دارد، بلکه به خاطر این که واجد نور علم خاصّی است. لازمه ی واجد و مالک نور علم بودن، داشتن معلومات تفصیلی نیست، پس لازم نیست در آن حالی که عالم نامیده می شود، مکشوفات خاصّی داشته باشد.

برای روشن شدن این معنا از عالم بودن باید مثال هایی را از خود علم مطرح کنیم. از بدیهی ترین علوم ما، بینایی و شنوایی ما هستند. بینایی یعنی قدرت بر دیدن، شنوایی یعنی قدرت بر شنیدن و ملاک واجد بودن این علوم، داشتن همین توانایی هاست. در مقابل، کسی که فاقد این توانایی است، فاقد نور علم به شمار می آید. نابینا کسی است که نمی تواند ببیند و ناشنوا یعنی کسی که نمی تواند بشنود. پس در اطلاق بینا و شنوا بر انسان، وجود مبصرات و مسموعات برای او شرط نیست. ما وقتی کسی را بینا می دانیم، کاری نداریم به این که او چه چیزهایی را دیده یا خواهد دید. به اعتبار مبصراتش او را بینا نمی خوانیم، بلکه صرفاً به این که او می تواند ببیند یا خیر، نظر داریم و همچنین است شنوایی. با این ترتیب هر کدام از این حواس مصداقی از نور علم برای کسی که واجد آن می باشد، به شمار می آیند. به طور کلی واجدیّت نور علم به این نیست که ما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه