کتاب علم صفحه 23

صفحه 23

فصل دوم: بدیهیات و مبهمات علم

قابل کشف نبودن نور علم

در فصل گذشته ارکان موجود در جریان پدیده ی عالم شدن را معرّفی نمودیم و سعی کردیم براساس آن چه یک فرد عالم و عاقل وجدان می کند، آن ها را شناسایی نماییم. امّا نور علم مخلوق عجیبی است و شناخت آن ویژگی منحصر به فردی دارد. تفاوتی که این مخلوق با سایر مخلوقات در نحوه ی معروفیت دارد، این است که ما همه ی مخلوقات پیرامون خود را به واسطه ی نور علم می شناسیم، امّا خود این نور را نمی توانیم به واسطه ی خود بشناسیم. مقام مثال مانند این است که ما همه ی دیدنی ها را با چشم خود می بینیم امّا خود چشم را دیگر نمی توانیم با چشم ببینیم (البته در آیته صورت چشم را می بینیم نه خود آن را). به تعبیر دیگر آن گونه که امور دیدنی با چشم دیده می شوند، محال ست که خود چشم دیده شود.

نور علم نیز همین گونه است. هرگونه ادراک و فهمی نسبت به خودمان و اشیاء پیرامون خودمان (عالم مخلوقات) به واسطه ی نور علم حاصل می شود، دیگر نباید انتظار داشت که خود این نور هم چون امور دیگر شناخته شود. اگر به نحوه ی شناخت نور علم توجّه شود، آن را بدیهی تر از هر بدیهی و آشکارتر از هر آشکاری می توان یافت. ولی اگر نور علم را در عداد معلومات قرار دهیم و بخواهیم آن گونه که معلومات را می شناسیم، خود علم را هم بشناسیم، در آن صورت نور علم مجهول تر از هر مجهولی می شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه