کتاب علم صفحه 30

صفحه 30

وجدان می کند، یعنی می یابد که عالم امروز «همان» جاهل دیروز است. ملاک «این همانی»، «من» ثابتی است که در این دو حالت وجود دارد.

نکته ی محل بحث این است که ما نمی توانیم هیچ تفسیر و تحلیلی از چگونگی این تغییر و تحول ارائه دهیم، امّا هیچ یک از این امور وجدانی را هم نمی توانیم انکار کنیم. نه تغییر و تحول واقعی خود و نه این همانی را نمی توانیم نفی کنیم، امّا چه اتفاقی افتاده که چنین شده؟ برای ما قابل توضیح و تفسیر نیست.

برای روشن کردن این جهت، هیچ استفاده ای از تشبیه نور علم به نور حسی (خورشید و امثال آن) نمی توانیم بریم و لذا نباید از چیزی که حقیقتش را نمی شناسیم و کشف نمی کنیم، سخنی بگوییم و تفسیری ارائه کنیم که هیچ پایه و اساس وجدانی ندارد. به آن چه مبهم است و از چگونگی اش سر در نمی آوریم، باید اقرار و اعتراف نماییم تا به خطا و اشتباه گرفتار نشویم.

نقطه ی اتکای ما در این بحث، وجدان روشن و غیرقابل انکار ما از منوّر شدن به نور علم است. اصل وجود این امر، بدیهی است امّا در عین حال تفسیر و توضیحی برایش نداریم. مراد ما از واجدیّت (یا مالکیت) نور علم همین منوّر شدن ذات فقیر انسان به نور علم است.

نور علم در احادیث اهل بیت (علیهِم السَّلامُ)

علاوه بر وجدان روشنی که از واجدیّت نور علم داریم، احادیث اهل بیت (علیهِم السَّلامُ) هم راهنمای بسیار خوبی در راه یابی ما به حقیقت امر هستند. در این احادیث به تعابیر مختلف از نور بودن علم سخن به میان آورده شده است.

بی مناسبت نیست در این جا به نکته ای اشاره کنیم که زمینه ساز استنادهای نقلی در این بحث خواهد بود:

درباره ی علم یا هر امر وجدانی دیگر، اگر به آیه یا روایتی استناد کنیم، آن آیه یا روایت جنبه ی تذکری خواهد داشت. یعنی در امور وجدانی، احادیث را به جهت تعبد صرف مد نظر قرار نمی دهیم. در باب احکام، نسبت به اکثریت قریب به اتفاق

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه