کتاب علم صفحه 38

صفحه 38

تفسیر آن داشته باشیم. اگر به این نکته توجّه نشود، اشتباهات زیادی ممکن است اتفاق افتد. هنر عالم این است که هر جا مطلبی برایش وجدانی و آشکار است، درباره ی آن سخن بگوید و اگر از چیزی سر در نمی آورد، درباره ی آن سکوت نماید و نخواهد با تصورات و تفکرات بافته ی ذهن، یک حقیقت نایافته را روشن نماید. اگر به این سفارش عمل نکند، هم خود به اشتباه می رود و هم دیگران را به گمراهی می اندارد. متأسفانه بسیاری از تلاش های فلاسفه در تبیین و توضیح چگونگی عالم شدن به همین ورطه ی خطرناک در غلتیده است.(1)

خلاصه این که انسان در پدیده ی انکشاف معلومات، همین قدر می یابد که چیزی برایش آشکار و معلوم گشته و او نسبت به آن از جهل خارج گردیده است. امّا چگونه؟ نمی داند. این جا باید توقف کند و اقرار نماید که حقیقتی را می فهمد که از نحوه ی حصول آن چیزی سر درنمی آورد. پس نباید در صدد توضیح و تفسیر آن هم برآید. این اقرار و اعتراف نشانه ی کمال علم و عقل صاحب آن است.

قابل تفسیر نبودن اعمال نور علم

علاوه بر این که چگونگی واجدیّت نور علم و نیز چگونگی انکشاف معلوم برای ما روشن نیست، از نحوه و طور اعمال نور علم خود نیز سر درنمی آوریم. از طرفی خود را واجد نور بعضی از علم ها می یابیم و در همان حوزه ها نیز خود را قادر به اعمال آن علوم می بینیم. از طرف دیگر این را که حقیقت این اعمال چیست و چه اتفاقی می افتد که ما اسم آن را اعمال نور علم می گذاریم، نمی دانیم. ما همین قدر می یابیم که وقتی واجد یک علم هستیم، می توانیم با اختیار خود از آن استفاده ای ببریم که مقدمه ای برای کشف یک معلوم جدید برای ما بشود. اصل وجود این دو مرحله و تعاقب آن ها را می فهمیم؛ امّا حقیقت آن چه با اختیار خود انجام می دهیم (اعمال نور علم)، برایمان مکشوف نیست؛ یعنی قابل تفسیر و توضیح علمی و عقلی برای ما نمی باشد. .


1- رجوع کنید به کتاب مسأله ی علم، بخش اول: تبیین علم در فلسفه ی صدرایی.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه