کتاب علم صفحه 57

صفحه 57

نور معرفت پروردگار روشنایی ذاتی دارد که به خودش آشکار و ظاهر است. البته چه بسا «مغفول» واقع شود، امّا «مجهول» نیست. بنابراین، حداکثر نیاز به تذکری دارد که فرد را از غفلت خارج کند. پس این معرفت را می توانیم از مصادیق علم مطبوع بدانیم.

اما در اصطلاح «علم مطبوع» برای «علم» دو معنا بیان کردیم. آیا معرفت خداوند را می توانیم به هر دو معنا، علم مطبوع بدانیم؟

پاسخ این است که اگر معنای اول آن را در نظر بگیریم که مراد «نور علم» مخلوقی است که حقیقت مشترک با نور عقل دارد، در این صورت شامل معرفت خداوند نمی شود. نور علم غیر از نور معرفت پروردگار است. با تور علم فقط مخلوق هایی که ماهیت فقیر بالذات دارند، شناخته می شوند نه خالق آن ها.(1) بنابراین نور علم شامل نور معرفت خداوند نمی شود.

اما معنای دوم «علم» در اصطلاح علم مطبوع بر معرفت خداوند هم صدق می کند. این معنا شامل هر نوع آگاهی و خروج از جهل می باشد و انسان با شناخت پروردگار از جهل و نادانی خارج می گردد، پس می توان آن را مصداق معنای عام علم دانست.

با این ترتیب حداقل سه مصداق «علم مطبوع» را می توانیم در همه ی انسان ها مشاهده کنیم: یکی معرفت خداوند، دیگریمستقّلات عقلیه و سوم بدیهیات حسی. این ها در عموم انسان ها قرار داده شده اند. امّا آیا علاوه بر این ها علم مطبوع دیگری در انسان هست یا خیر؟

در پاسخ می توانیم به دو نوع علم دیگر اشاره نمود، درباره ی مطبوع بودن هر یک جداگانه بحث کنیم.

معرفت پیامبر (صَلیَّ اللهُ عَلَیه و آله و سَلَم) و ائمّه (علیهِم السَّلامُ)

مطابق احادیثی که «فطره الله» و «صبغه الله» را در لسان قرآن کریم توضیح داده اند، می توانیم در کنار معرفت خداوند، معرفت پیامبر (صَلیَّ اللهُ عَلَیه و آله و سَلَم) و ائمه ی طاهرین (علیهِم السَّلامُ) را هم فطری همه ی انسان ها بدانیم. مدلول قطعی احادیث این است که خداوند در عالم ذر، .


1- توضیح این مطلب در کتاب توحید، دفتر دوم، بخش اول، فصل دوم، ص 30 تا 33 آمده است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه