کتاب علم صفحه 7

صفحه 7

«من» می یابم که قادر بودن «من» به خودم نیست. هیچ یک از قدرت هایی که دارم نه عین «من» است و نه از «من» ناشی می شود. به تعبیر دیگر، ذاتاً قادر بر هیچ کاری نیستم بلکه هر قدرتی که دارم به «من» داده شده است. اگر قدرت عین «من» یا ذاتی «من» بود، فرض سلب قدرت از «من» به منتفی شدن «من» می انجامید، در حالی که عقلاً چنین نیست. من می توانم فرض واقعی سلب هر قدرتی را از خود بکنم، بدون آن که این فرض به نفی «من» بینجامد یا چیزی از «من» بودن «من» بکاهد. به بیان دیگر می توان گفت که لازمه ی «من» بودن «من» داشتن این قدرت ها نیست. لذا فرض سلب همه ی این ها از «من» به تناقض نمی انجامد. اگر قدرت هایی که دارم از «من» سلب شود، «من»، «نه من» نمی شود.

هم چنین است علم هایی که دارم. اگر علمی از «من» سلب شود، چیزی از «من» بودن «من» کم نمی شود. گاهی که قدرتی یا علمی را که داشته ام، از دست می دهم، به وضوح می یابم که هم چنان «من» هستم و کاسته شدن از کمالات «من»، تأثیری در «من» بودن «من» نگذاشته است.

به این ترتیب، حساب خود «من» از کمالات «من» جداست. هر چند که من در عالم واقع، واجد این کمالات هستم، امّا هیچ یک از این ها ذاتی «من» و عین «من» نیستند. انسانیت من هم مجموعه ی برخی از کمالاتی است که در خود وجدان می کنم. خیچ یک از این کمالات، خود «من» نیستند و فرض گرفته شدن آن ها از «من» به تناقض (یعنی «نه من» شدن «من») نمی انجامد. ممکن است «من» «من» باشم، امّا انسان نباشم. این فرض کاملاً معقول است که انسانی با یک پیشامد، دیگر خود را انسان نیابد؛ یعنی دارای کمالات انسانی نیابد. به نمونه ای از این امر که در قرآن کریم، اشاره شده، توجّه کنید:

(و لقد عَلِمتم الّذین اعتَدوا منکم فی السَّبتِ فَقُلنا لهم کونوا قِرَدَهً خاسئین)(1) .


1- بقره/65.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه