معمای هستی صفحه 168

صفحه 168

می‌گویند هر کسی سرنوشتی دارد که همراه او از مادر متولد می‌شود.

این سرنوشت همچون سایه اشباح در درّه تاریک زندگی همه جا او را تعقیب می‌کند و لحظه‌ای از او جدا نمی‌شود. این سرنوشت از رنگ پوست تن انسان ثابت‌تر است که این رنگ ثابت روح و جان او است!

کوچک و بزرگ و شاه و گدا و برده و آزاد، بینوا و با نوا، همه در زیر سایه سنگین سرنوشت زندگی می‌کنند و این بازی سرنوشت است که افراد ظاهراً احمق و مهملی را به اوج ترقی می‌رساند و افراد فرزانه و عاقل و لایقی را بر خاک سیاه می‌نشاند.

این بازی سرنوشت است که مجنون را در غم تنها معشوقش لیلی پیر و ناتوان می‌کند و به دست مرگ می‌سپارد اما بفلان خان قبیله یا فلان خاقان بن خاقان هزاران لعبت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه